خدايى مسيح » دربارهء اخبارى كه دلالت بر ظهور عيسى مىكند و اوصاف شخص وى . . . سخن مىراند و پس از ذكر عنوان فوق ، داستان دعا كردن بلعم ساحر را دربارهء نسل يعقوب متذكر شده كه مىگويد : « ستارهاى از يعقوب اوج مىگيرد و قدرت وى زياد مىشود و دو طرف سرزمين موآب را زير نظر خود آورده و اولاد شيث را آزاد مىسازد . » « 1 » پدر روحانى پس از ذكر اين جملات ، مقدارى از جملات تورات را كه دربارهء داود و سليمان است ذكر نموده ، و بناى هيكل به دست سليمان و ادامهء سلطنت وى را به ميان آورده و اينگونه مطالب را از مزامير و امثال آن نقل نموده و چنين نتيجه مىگيرد : « اينگونه گفتارى كه از دهان خدا صادر گرديده است ، دليل روشن براى سلطنت عيسى است كه ملائكه به مريم بشارت دادند كه به زودى فرزندى مىآورى و نام او را عيسى مىگذارى و خدا به زودى تخت داود ، پدرش را به وى اعطا خواهد كرد و ملك وى ابدى خواهد بود . » « 2 » آرى ، اين پدر روحانى سطورى از آيات كتاب مقدس را نوشته و به خيال خود مقدماتى ذكر كرده و نتايجى گرفته است ، ولى من نمىخواهم اشكالات سخن او را بيان كنم و به همهء مقدمات آن ، اعتراض نمايم و به وى بگويم كه هيچكدام از اين مقدمات ارتباطى به نتايج آن ندارد .
ما دربارهء تزلزل و آشفتگى انجيلها و تناقض آنها دربارهء نسبت عيسى و پدرشيوسف نجار و مادرش سخن نمىگوييم ، زيرا اگر بخواهيم همهء اين مطالب را بنويسيم و دربارهء همهء اين افسانهها و موهومات بحث كنيم ، از هدف اصلى خود خارج مىگرديم . بلكه ما فقط از دانشمندان ، نويسندگان و صاحبان نظر ( و از خود اين پدر روحانى ) سؤال مىكنيم : بر فرض اينكه مقدمات اين پدر روحانى را پذيرفتيم و
هامش
( 1 ) . مجله المشرق ، سال يازدهم ، شمارهء 3 .
( 2 ) . انجيل لوقا ، باب 1 ، آيات 21 - 23 .