نمىتوانيد به آن استناد بجوييد .
بر فرض كه عمل شما صحيح باشد ، آيات اشعياء و قرآن و انجيل متى چه ربطى به « برهان صريح در اثبات خدايى مسيح » دارد ؟ به نظر من در هدف اصلى و موضوع بحث اشتباه شده است ، زيرا موضوع بحث خدايى مسيح است ، ولى دليلهاى ذكر شده كوچكترين ارتباطى با اين موضوع ندارند و در واقع نه تنها دليلى براى خدايى مسيح ذكر نشده ، بلكه آنچه كه دربارهء وى نقل مىكنيد ، علامت بندگى و احتياج و عجز است ، زيرا باردار شدن مريم ، ولادت عيسى ، مصلوب شدن وى و غيره ، بهترين نمونههاى ناتوانى و عجز بشرى است .
من از اين مغالطه كارىهاى روشن و وارونه جلوه دادن حقايق در مقابل چشم مردم ، تعجب مىكنم و از اين ادعاهاى بىدليل در شگفتم و راستى نمىدانم كه اين ظاهرسازىها و هياهوهاى بىمبنا براى چيست ؟
نبوت مسيح
اين پدر روحانى پس از اين آيات بينات به بحث دربارهء پيامبرى عيسى پرداخته و مىنويسد : « عهد قديم و انبياى گذشته به پيغمبرى عيسى تصريح نمودهاند . . . . » وى سپس به مبارزه با يهود برخاسته و چند جمله از سفر « حجاى » و « ملاخى » نقل نموده و مىگويد : « شما يا بايد به نبوت مسيح ايمان بياوريد يا اينكه پيشگويىهاى حجاى و ملاخى را از اسفار مقدسهاى كه در دست شماست ، حذف كنيد . »
وى سپس چندين صفحه هم دربارهء پيغمبرى عيسى بحث نموده كه نه تنها دليل بر خدايى مسيح نيست ، بلكه كوچكترين ربطى هم به « برهان براى خدايى » وى ندارد .
گويا نزاع با صاحب « المنار » - كه منكر الوهيت عيسى مسيح بود - به بحث و اثبات پيغمبرى عيسى مسيح تبديل مىشود و براى پيروان يهودىگرى ، سخن از اثبات پيغمبرى و پاكى مولد عيسى به ميان مىآيد .