ما به نام علم و حقيقت از اين پدر تشكر مىكنيم كه وقتى خود ، درك كرد كه ادعاى خدايى مسيح مشكل است و قابل قبول نيست و نه تنها مردم از درك آن عاجزند ، بلكه خود وى نيز نمىتواند حقيقتاً آن را درك كند ، آهسته آهسته بحث را به مطلبى كه قابل تصور و اثبات است ، مىكشاند و به بحث از پيامبرى عيسى بن مريم مىپردازد .
اكنون او اثبات مىكند كه عيسى مانند ساير پيغمبران از طرف خدا آمده است . . .
ولى بالاخره عنوان اصلى مقالهء پدر « برهان صريح در اثبات خدايى مسيح » با خط درشت در بالاى صفحهء اول مجلهء المشرق ، همچنان جلوه مىكند و همچنان پا در هوا ، باقى مىماند و كوچكترين ربطى با متن مقاله پيدا نمىكند .
زنده باد الوهيتى كه در واقع پل عبور براى رسيدن به قبولاندن پيغمبرى عيسى بود .
خدايى مسيح
بىانصافى نبايد كرد ، پدر در ضمن كلمات خود چند جمله هم از انجيل متى نقل مىكند كه مىگويد : « عيسى خداى شماست . . . و مىآيد و شما را نجات مىدهد . » « 1 » مانند همين جملات را از اشعياء نقل نموده كه مىگويد : « فرزندى به دنيا مىآيد كه سلطنت به دست او افتاده و نام او عجيب و خداى قدير و پدر سرمدى خواهد شد و رئيس صلح خواهد گشت . » « 2 » ولى بر فرض اينكه اين آيات ، دلالت بر خدا شدن بندهاى بنمايد ، يهوديان نمىتوانند بپذيرند كه دربارهء خدايى عيساى ناصرى باشد كه مانند دزدان فرارى به دارش آويختهاند . . . يا مسلمانان مىتوانند بگويند كه مقصود از آن آيات ، اشاره
هامش
( 1 ) . انجيل متى ، باب 11 ، آيهء 5 .
( 2 ) . كتاب اشعياء نبى ، باب 9 ، آيات 6 - 9 .