مقرون مىشود « 1 » و آيات بسيارى از اين قبيل . . . .
* * * اى مسلمان ، هنگامى كه مبشرى با اباطيلش تو را وسواس كرد و به سوى اناجيلش خواند و آن نشريات پُر از گمراهىها را به تو داد ، اول تو آن را دور بينداز و آنگاه به او بگو : آيا مرا به سوى كتابى مىخوانى كه پُر از دروغها و ضد و نقيضها و مطالب غيرقابل قبول عقل و مخالف فطرت است و هر قسمت آن مخالف قسمت ديگر آن بوده ، آشكارا با عهد قديم و ناموس اول متناقض است ؟ در صورتى كه مسيح آنان در اناجيل مىگويد : « و تا آسمانها و زمين از بين برود ، حرفى از اين ناموس از بين رفتنى نيست » . اين موضوع را در دو فصل مىتوان بررسى كرد :
اول : در تناقض بعضى انجيلها با بعضى ديگر .
دوم : تناقض مجموع آنهاست با مجموع تورات و اسفار عهد قديم ، به طورى كه اين تناقض و اين اختلاف روشن به هيچ تعبير و تفسيرى از بين رفتنى و يا جمعشدنى نيست و اين خود دليل قاطعى است بر اينكه آن ، نه وحى از جانب خدا بوده و نه كتاب مقدس و قابل احترامى است ، چنانكه در قرآن مىفرمايد :
« وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً » . « 2 »
شاهد اين سخن اين است كه قسمتى از حكمها از روى ظن و تخمين و گمان صادر شده است ، در صورتى كه معقول نيست كه آنچه از درگاه خداوندى صادر
هامش
( 1 ) . حكم موضوعاتى كه مرحوم كاشفالغطاء به آنها اشاره كرده ، در كتاب مقدس ، سفر تثنيه ، به تفصيل آمده است : اگر علامت بكارت دختر پيدا نشود ، بايد دختر را از خانهء پدرش بيرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمايند تا بميرد ، چونكه در خانهء پدر خود زنا كرده و در اسرائيل قباحتى نموده است و اگر مردى يافت شود كه با زن شوهردارى همبستر شده باشد پس هر دو كشته شوند ( سفر تثنيه ، باب 22 ، آيات 21 - 22 ) .
و باز آمده است كه : . . . حرامزادهاى داخل جماعت خداوند نشود ، حتى تا پشت دهم احدى از او داخل جماعت خداوند نشود ( خ ) .
( 2 ) . نساء ، آيه 82 ( اگر از جانب غير خدا باشد ، در آن اختلاف فراوانى خواهند يافت ) .