« كتاب نسبنامهء عيسى مسيح بن داود بن ابراهيم ، ابراهيم اسحاق را آورد و اسحاق يعقوب را آورد و يعقوب يهودا و برادرانش را آورد و يهودا « 1 » فارص و زارح را از ثامار آورد و فارص هارون را آورد . » سپس سلسلهء نسب را ادامه مىدهد تا اينكه مىگويد :
« يعقوب يوسف شوهر مريم را آورد و عيسى مسمى به مسيح ، از او متولد شد . » « 2 » شما مىبينيد كه متى رسول كه از بزرگان درجهء اول رسولان مسيحيان است ، لااقل متوجه نشده كه فارص زنازاده است تا اينكه نسب خداوندش را از او دور و پاكيزه گرداند .
* * * روشن است كه زنا در ميان عموم ملّتها از بدترين و زشتترين كارهاست كه مانع از رسيدن شخصى به مقام پيغمبرى است تا چه رسد به خدايى . حتى خود مسيح هم در اناجيل ، از آن نهى كرده و طبق وصاياى دهگانهء تورات ، آن را از بزرگترين محرمات قرار داده و فرموده است : « زنا مكن ، قتل مكن ، دزدى مكن و به دروغ گواهى مده . . . . » « 3 » دربارهء اينكه يهوداى زناكار و فارص ولدالزنا را در سلسلهء نسب مسيح قرار دادهاند متى تنها نيست ، بلكه لوقا نيز كه ابتداى نسب مسيح را از يوسفبنهالى شروع مىكند نسب عيسى را مىشمارد تا آنكه مىگويد : « او پسر حصرون است كه پسر فارصبنيهودا پسر يعقوب ، پسر اسحاق است . » « 4 » اكنون اى مسلمان ، اگر غيرت و ناموس و نجابت و شرافت تو قبول مىكند كه تو
هامش
( 1 ) . اين يهودى زناكار همان جد چهارم عيسى است از طرف بالا و فارص متولد از زنا هم جد پنجم و ثامار عروسيهودا هم همان زنى است كه با او زنا شده است و با اين وضع دربارهء اين كتب مقدسه چه عقيدهاى داريد ؟ ( كاشفالغطاء )
( 2 ) . انجيل متى ، باب اول ، آيهء 16 .
( 3 ) . انجيل مرقس ، باب 10 ، آيهء 19 .
( 4 ) . انجيل لوقا ، باب 3 ، آيهء 33 .