حضرت فرمود : درخواست كمى است هر چه خواهى بپرس كه او داراى علم و كمال است .
شامى پرسيد : آيا آفريدگار بهتر از مصالح مردم باخبر است يا آنان بهتر به مصالح خود آشنايند ؟ !
هشام در پاسخ گفت : خدا بهتر و بيشتر از مصالح مردم آگاهتر است . باز پرسيد : آيا خداى متعال كسى را برگزيده كه همه را به يك صدا متوجه بسازد و رافع اختلافات و جدايى بين حق و باطل نمايد ؟ !
هشام گفت : آرى ؛ شامى پرسيد : او كيست ؟ !
هشام گفت : در آغاز شريعت رسول خداست و بعد نبى صلّى اللّه عليه و آله شخصى ديگر ، شامى پرسيد : غير نبى كسى كه جانشين اوست كيست ؟ ! پاسخ داد : او كه امروز حجت بر ماست يا آن كه قبل از او بوده است ؟
شامى گفت : بلكه آن حجتى را معرفى كن كه امروز حجت بر ماست . هشام گفت :
همين بزرگى كه اكنون در مقابل توست و پژوهندهگان حق و حقيقت علم و كمال از همه طرف و به شوق ديدار او ره مىپيمايند و از خبرهاى آسمانى ما را باخبر مىكند كه از پدرش و جدش به ارث برده است يعنى امام صادق عليه السّلام .
شامى گفت : از كجا راستى گفتار تو ، براى من نمودار خواهد شد ، گفت : امرى است ساده ، سوال كن از حضرت كه از محضر مباركش استفاده نمائى .
شامى گفت : و من اكنون پرسشهاى خود را به عرض مباركش تقديم مىدارم .
حضرت فرمودند : اكنون سخنى مىگويم و ترا از رنج آسوده مىسازم ، اى شامى هنگامى كه از شام روانه اين ديار شدى ، خبر مىدهم ترا از مسائلى كه در مسير اين سفر براى تو پيش آمده ؛ عرض مىكنم فلان روز از شام خارج و از فلان راه حركت كردى و بر فلان چيز و فلان كس گذر كردى و فلان كس را ملاقات كردى و بالاخره هر يك از اتفاقات او را كه مىفرمود : شامى تصديق مىكرد كه در پايان كار ، شامى گفت : اسلام آوردم حضرت فرمود : الان ايمان نياوردى بلكه قبل از ايمان داراى اسلام بودى و تو را مسلمان مىشمردند ، اسلام همان آئينى است كه هر كس داراى آن باشد از او ارث مىبرند و او هم از ديگران ، مىتواند از مسلمانان زن بگيرد و كسى كه ايمان داشته باشد خداوند به او ثواب مىدهد .
وى تصديق كرد و گفت : گواهى مىدهم به يكتايى خدا و رسالت فرستادهاش رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و اين كه تو وصى اوصيائى !
يونس مىگويد در اين هنگام به حمران التفات كرد و فرمود : اى حمران در وقت مناظره كوشش مىكنى كه گفتارت مطابق با اثر صحيح باشد پس به نتيجه مطلوب نائل مىگردى و به هشام بن سالم فرمود : تو اراده مىكنى كه اثر صحيح را در حالى كه از آن اطلاع كاملى ندارى ، و به محمّد احول فرمود : در مناظرهات قياس مىكنى و باطلى را به باطل ديگر از بن و ريشه مىشكنى مگر اين كه باطلى را كه استفاده مىكنى براى قياس روشنتر و اظهر از حق باشد ، سپس به قيس بن ماصر فرمود :
تو در هنگام مناظره چنان گفتگو مىكنى كه مىپندارى آنچه مىگوئى نزديكتر به حق و خبرى است
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٠١