تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩

فصل بيست و چهارم غزوه بنى نضير

هنگاميكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى نبرد با بنى نضير حركت كردند به حصار دور آنان توجه نموده و اردوگاه خود را آخرين و دورترين نقطه بنى حطمه از سرزمين بطحاء برقرار نمودند . زمانيكه شب شد و هوا تاريك شد مردى از بنى نضير تيرى به اردوگاه اسلام پرتاب كرد كه به خيمهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اصابت نمود ، سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر فرمود كه خيمه را در دامنهء كوه بزنند و مهاجرين و انصار آن را احاطه كردند . چون شب فرا رسيد و هوا كاملا تاريك شد مسلمين امير مؤمنان عليه السّلام را نيافتند و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفتند : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را نمىبينيم ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : گمان كنم براى انجام كار خيرى كه به نفع شماست رفته باشد ، ديرى نگذشت كه امير مؤمنان عليه السّلام در حالى كه سر يهودى را كه به سمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تير انداخته بود و نامش عروز بود در دست داشت وارد شد و سر را در مقابل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گذاشت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ايشان فرمود : اى ابو الحسن چه كردى ؟ حضرت فرمود : اين خبيث را خيلى شجاع و نترس يافتم به كمين او نشستم و با خود گفتم شايد از تاريكى شب استفاده كند و ما را غافلگير كرده شبانه بر ما بتازد . چيزى نگذشت كه ديدم با نه نفر يهودى ديگر با شمشير كشيده به طرف ما مىآيند . من هم به آنان امان نداده كارش را تمام كردم . ولى يارانش فرار كردند عده‌اى همراه من بفرستيد تا آنان را هم دستگير نماييم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم همراه حضرت ده نفر را كه از جمله آنان ابو دجانه ، سهل بن حنيف بودند فرستادند و آن‌ها ياران آن يهودى را قبل از رسيدن به داخل حصارشان گرفته و به هلاكت رساندند و سر آن‌ها را خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آوردند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور دادند تا آن‌ها را داخل يكى از چاه‌هاى بنى حطمه بريزند . اين زيركى حضرت موجب فتح قلعهء بنى نضير گرديد و در آن شب كعب بن اشرف كشته شد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اموال و ثروت‌هاى بنى نضير را تصاحب نمود و آن اولين غنيمتى بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بين مهاجرين و ياران خود تقسيم نمودند و به على عليه السّلام فرمودند : كه سهم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نگهدارى كرده و آن را جزء صدقات گذارند ، سهم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان حياتش در تصرف خود ايشان بود و بعد از ايشان در دست حضرت امير عليه السّلام و بعد از ايشان در دست فرزندان فاطمه عليها السّلام . حسان بن ثابت در مورد اين جنگ و به هلاكت رسيدن آن يهودى بدست حضرت امير عليه السّلام و آوردن سر آن نه يهودى خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين اشعار را سروده است . خداوند به بدترين بدبختى و گرفتارى ، بنى قريظه را مبتلا نمود در حالى كه بدبختيشان را به چشم خود مىديدند بزرگشان به هلاكت رسيدند و نه نفر از آن كشته شده و جمعى فرارى شدند .