تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
2 - عبد اللّه بن عباس مىگويد : على بن ابيطالب عليه السّلام چهار ويژگى دارد كه هيچ‌كس آن‌ها را ندارد ، او بين عرب و عجم اولين كسى است كه همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز خوانده است ، در تمام جنگ‌ها پرچم اسلام در دست او بوده است ، در روز مهراس يعنى جنگ احد تنها او با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ثابت قدم ماند و همه فرار كردند و او كسى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را دفن نمود . 3 - زيد بن وهب مىگويد : روزى عبد اللّه بن مسعود را خوشحال ديديم به او گفتيم براى ما از جنگ احد و ماجراى آن صحبت كن او قبول كرده و شروع به تعريف كرد تا سخن به اصل جنگ رسيد ، ابن مسعود گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : با نام خدا به طرف آن‌ها حركت كنيد ، ما هم اطاعت كرده و از سپاه اسلام خارج شده و در مقابل آن‌ها صفى طولانى كشيديم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر درّه كوه احد كه پشت سپاه اسلام بود ، پنجاه نفر از انصار را براى جلوگيرى از حملهء غافلگيرانه دشمن از پشت سر گماردند و به فرمانده‌ايكه براى آنان معين كرده بودند امر فرمودند : موضع خود را ترك نكنيد هرچند همهء ما كشته شويم ، چرا كه نقطه ضعف ما اين نقطه است . ابو سفيان نيز براى فتح اين موضع صخر بن حرب و خالد بن وليد را تعيين كرد . لوا و پرچم قريش نزد طائفه بنى عبد الدار بود و پرچم مشركين همراه طلحه بن ابى طلحه بود كه به قوچ لشكر معروف بود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرچم مهاجرين را به على بن ابيطالب عليه السّلام سپرد و ايشان نيز حركت كرده و زير لواى انصار ايستادند . ابو سفيان نزد پرچمداران رفته و به آنان گفت : اى پرچمداران ، شما مىدانيد هدف مهم دشمن از بين بردن پرچمداران است ، همچنانكه در بدر ، پرچمداران را از پاى درآوردند . پس اگر در انجام اين مسئوليت مهم احساس ضعف مىكنيد پرچم‌هاى خود را به ما بسپاريد تا اين ماموريت خطير را خود انجام دهيم . طلحه بن ابى طلحه عصبانى شد و گفت : براى ما چنين سخن مىگويى ؟ قسم به خداوند همه آن‌ها را به دل مرگ خواهيم فرستاد . طلحه مشهور به قوچ لشكر بود . طلحة بن ابى طلحه جلو رفت ، على عليه السّلام هم جلو آمد حضرت به او فرمود تو كيستى ؟ گفت : من طلحة بن ابى طلحه قوچ لشكرم ، تو كيستى ؟ حضرت فرمود : من على بن ابيطالب بن عبد المطلب هستم . سپس به هم نزديك شدند و بين آن‌ها درگيرى شروع شد دو ضربه‌اى بين آن‌ها رد و بدل شد ضربهء على بن ابيطالب عليه السّلام بر جلو سرش فرود آمد و چشمان طلحه را از حدقه درآورد و او از شدت درد فريادى زد كه كسى مثل آن را نشنيده بود . پرچم از دستش افتاد ، برادر ديگرش كه مصعب نام داشت پرچم را برداشت ، عاصم بن ثابت او را مورد اصابت تير قرار داد و كشت سپس برادر ديگرشان عثمان پرچم را برداشت ، عاصم تير ديگرى پرتاب كرد و او نيز كشته شد . بعد از آن غلام آنان به نام صواب پرچم را برداشت ، كه بسيار قوى و جان سخت بود . على عليه السّلام ضربه‌اى به دستش وارد آورد و آن را قطع كرد ، او پرچم را با دست چپش گرفت على عليه السّلام با ضربه‌اى دست چپش را هم قطع كرد پرچم را به سينه‌اش چسباند و با باقيماندهء دستانش آن را گرفت ، حضرت ضربه‌اى بر فرق سرش وارد آورد او نيز به زمين افتاد و به اربابانش ملحق شد ، مشركين فرار كردند و مسلمانان سرگرم جمع غنائم شدند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 87 | الشيخ المفيد / خانبلوكى