فصل دهم [ : حضرت على ( ع ) ، امين رسول اكرم ( ص ) در اداء دين و همراهى خانواده حضرت ]
قبل از آنكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دعوتش را آشكار سازد ، امين قريش بود . هنگامى كه كفار و مشركين ، عزم بر قتل آن حضرت كردند ، پيامبر مىبايست از مكه بگريزد . ولى هيچكس را در نزديكان و خانوادهاش امينتر از امير مؤمنان بر آنچه مردم پيش او به امانت گذاشته بودند ، نيافت . پس او را به جانشينى خود برگزيد تا امانات مردم را به آنها بازگرداند و قرضهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به صاحبانش بپردازد و همچنين مأمور جمعآورى دختران و زنان خانواده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همسران ايشان گرديد تا آنها را همراه خود به مدينه ببرد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى انجام اين امر ، كسى را امينتر از على عليه السّلام نيافت . چرا كه به امانتدارى او و شجاعت و دلاورىاش اطمينان داشت و مىدانست كه با تمام قدرت از خانوادهاش دفاع خواهد كرد . از طرفى به صفاى باطن و خلوص على بن ابيطالب عليه السّلام شك و ترديدى نداشت و به همين خاطر ، ناموس خود را به امانت به او سپرد . على بن ابيطالب عليه السّلام مأموريتش را به نحو نيكويى انجام داد . امانت هر شخصى را به او برگرداند و هر صاحب حقى را به حق خود رساند . دختران و حرم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را حفظ نمود و با پاى پياده همراه آنان به سوى مدينه حركت كرد .
اهل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بر مركب سوار نمود و براى اينكه دشمنان نتوانند بر آنها مسلط شوند و بتواند به خوبى از آنها دفاع كند و هنگام نياز ، به آنها كمك كند ، خود پياده در اطراف آنها حركت مىكرد . تا اينكه بدون هيچ كم و كاستى در كمال سلامت و صيانت و با مهربانى و حسن تدبير آنان را به مدينه رساند .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به پاسداشت اين خدمت او ، ايشان را در منزل خود جاى داد و با حرم و اولادش جدا ننمود و در باطن امرهم ، هيچ نگرانى نسبت به اين مطلب نداشت و پيوسته او را از خود جدا نمىكرد .
اين فضيلتى است كه هيچكسى از اهل بيت و اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را دارا نيست و اگر جستجو شود ، احدى از مردم فضيلتى مثل آن نخواهند داشت و از امتحان سختى مثل اين ، سربلند بيرون نخواهد آمد .
فصل يازدهم [ : مأموريت اصلاح آثار فساد خالد بن وليد ]
خداوند متعال ايشان را مأمور كرد تا اگر كسى از اصحاب حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله در اجراى اوامر و نواهى آنحضرت كوتاهى كرد و كار غلطى كه موجب فساد در دين مىشود انجام داد ، براى جبران آن اقدام كند و در جهت اصلاح آن برآيد تا با تلاش و مجاهدت و حسن تدبير ايشان امور مسلمين اصلاح گردد و دين خدا استوار شود .
مانند واقعهايى كه بدست خالد بن وليد اتفاق افتاد ، پيامبر او را به طرف قبيله بنى جذيمه فرستاد تا آنها را به اسلام دعوت كند و اجازهء جنگ با آنان را نداد ولى او با امر پيامبر مخالفت كرد و با وظيفهء واقعى پيامبر دشمنى ورزيد .