تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
بنى جذيمه را با اينكه بر ذمه مسلمانان بوده و مردمى مؤمن بودند از دم تيغ گذراند و به عادت عرب جاهلى و روش اهل كفر و دشمنان اسلام عمل كرد و عمل او باعث زشتى اسلام در پيش آنان گرديد و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به واسطهء عمل ناپسند فرستاده‌اش نفرت پيدا كردند و اصلا مىرفت كه پايه‌هاى ادارهء دين بخاطر جنايت او متزلزل گردد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز به سرعت براى جبران كم كارىها و فسادى كه ايجاد شده بود و از بين بردن لكهء سياهى كه بواسطه عمل خالد در دين خدا بوجود آمده بود امير مؤمنان عليه السّلام را برگزيد تا بر مردم مصاب به مهربانى رفتار كند . آرامش را به آن‌ها بازگرداند و با مدارا آنان را بر مسير ايمان ثابت قدم بدارد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : ديه كشتگان را به بازماندگان آنان بپرداز تا راضى شوند و آرامش گيرند . امير مؤمنان عليه السّلام اين مأموريت سنگين را تمام و كمال انجام داد تا خدا و رسولش صلّى اللّه عليه و آله از او رضايت پيدا كرده و خشنود گشتند . ايشان بجز ديه واجب ، از آن پولى كه باقيمانده بود به مستحقين آن‌ها بخشيدند و فرمودند : ديهء كشتگان شما را پرداختم و بعد از آن براى بازماندگان آن‌ها نيز عطايايى قرار دادم تا خداوند از رسولش خشنود گشته و شما هم بخاطر فضل پيامبر خدا بر شما خشنود و راضى گرديد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز در مدينه آشكارا از عمل ناشايست خالد برائت جست و اين ابزار تنفر آشكار از طرف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و آن دلجويى مهربانانه امير مؤمنان عليه السّلام باعث شد امور اصلاح شده و ماده فساد از بيخ و بن كنده شود . و اين وظيفه‌اى بود كه فقط از امير مؤمنان عليه السّلام ساخته بود و غير او نه مىتوانست چنين مأموريت خطيرى را انجام دهد و نه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله راضى بود غير از على بن ابيطالب عليه السّلام كسى ديگر مأمور اين امر مهم شود . اين نيز منقبتى شريف و فضيلتى بىنظير است كه كسى غير از آنحضرت مثل آن را نداشته و نخواهد داشت .

فصل دوازدهم [ جلو گيرى از درز پيدا كردن نقشه فتح مكه ]

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عزم بر فتح مكه نموده بود . از خداوند متعال خواست تا خبر آن از قريش مخفى بماند تا غافلگير شده و براحتى وارد مكه شوند ، در طول مسير حركت به مكه نيز اين امر را كه قصد فتح مكه را دارند مخفى مىكردند . فردى به نام حاطب نامه‌اى به اهل مكه نوشت و آنانرا از قصد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى فتح مكه آگاه نمود ، نامه را به كنيزى سياه چهره كه تازه وارد مدينه شده بود - و انتظار كمك از مردم مدينه داشت - داد ، به او صله و پولى داد تا نامه را از بيراهه به مكه برساند و به طائفه حاطب در مكه تحويل دهد . در همين زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از طريق وحى از ماجرا مطلع شد ، امير مؤمنان على عليه السّلام را خواستند و
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 63 | الشيخ المفيد / خانبلوكى