تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
رابطه سروده‌اند بازگشت خورشيد براى امير مومنان عليه السّلام است كه دو مرتبه اتفاق افتاده است : دفعه اول در ايام زندگانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ديگرى بعد از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوقوع پيوسته است . حديث بازگشت خورشيد براى امير مومنان را در دفعه اول : اسماء بنت عميس ، ام سلمه همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، جابر بن عبد اللّه انصارى ، ابو سعيد خدرى و گروهى از صحابه نقل كرده‌اند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روزى در منزل خود بودند و امير مومنان عليه السّلام هم در مقابل ايشان بودند . جبرئيل امين بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و اخبارى الهى را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رساند ، وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر اثر تحمل وحى به حالت بيهوشى درآمدند روى پاى امير مومنان خوابيدند و سر مباركشان را برنداشتند تا اينكه خورشيد غروب كرده ، به همين خاطر امير مومنان عليه السّلام نماز عصر را به صورت اضطرارى نشسته و با سجده و ركوع اشاره‌اى خواندند ، وقتى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به حال خود آمدند به امير مومنان فرمودند : آيا نماز عصرت فوت شد ؟ حضرت جواب دادند : بخاطر شما كه در تحمل وحى بىحال شده و روى پايم خوابيديد نتوانستم ايستاده نماز بخوانم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : دعا كن تا خداوند برايت خورشيد را بازگرداند تا همانطور كه نمازت فوت شده است . ايستاده آن را بجا آورى و خداوند بخاطر فرمان پذيريت در مقابل خدا و رسولش دعايت را مستجاب مىكند ، پس امير مومنان عليه السّلام از خداوند خواست تا خورشيد را برايش برگرداند ، خورشيد بازگشت و در موضع خود در آسمان كه موقع نماز عصر بود قرار گرفت . امير مومنان نماز عصر را در وقت خود بجا آوردند سپس خورشيد غروب كرد ، اسماء گفت : به خدا سوگند هنگام غروب دوبارهء خورشيد صدايى مثل كشيده شدن اره روى چوب از آن به گوش مىرسيد . بازگشت دوباره خورشيد براى آن حضرت بعد از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اتفاق افتاد زمانيكه ايشان مىخواستند از رودخانه فرات بابل عبور كنند و جمع زيادى از ياران ايشان مشغول گذراندن مركب‌هاى خود از رودخانه بودند ، ايشان نماز عصر را با عده‌اى از اصحاب خواندند ولى جمع زيادى كارشان تمام نشد تا اينكه خورشيد غروب كرد و نماز بسيارى از آنان فوت شد و فضيلت نماز جماعت با آن حضرت از آنان فوت گرديد ، به همين خاطر شروع به صحبت درباره آن كردند وقتى كه آن حضرت سخنان آنها را شنيد از خدا خواست تا خورشيد را برايش بازگرداند . تا با اصحاب همگى نماز عصر را در وقتش بخوانند ، اين دعا را خداوند در بازگرداندن خورشيد اجابت كرد و خورشيد در افقى در همان موضعى كه مخصوص نماز عصر است قرار گرفت وقتى نماز پايان يافت خورشيد غروب كرد . در حين غروب كردن صداى شديد و وحشتناكى از آن به گوش مىرسيد و مردم از ترس شروع به تسبيح و گفتن لا إله الا اللّه نموده و استغفار كردند و از خداوند از آشكار كردن چنين نعمتى در ميان آنان سپاس و تشكر كردند و خبر آن در همه جا منتشر گرديد و همه آن را شنيدند . در اين رابطه سيد ابن محمّد حميرى مىگويد : وقتى نماز عصر حضرت در وقت خود فوت گرديد و خورشيد دوباره بازگشت . تا اينكه در محل و وقت نماز عصر قرار گرفت و سپس مثل افتادن ستارگان غروب كرد .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 383 | الشيخ المفيد / خانبلوكى