تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
خاك سپردند ، سپس امام حسن عليه السّلام فرزند بزرگ آن حضرت امر كرد تا ابن ملجم را نزد او آوردند به او گفت : اى دشمن خدا با كشتن امير المؤمنين در دين خدا فساد بزرگى مرتكب شدى ! سپس امر كرد تا سر از بدنش جدا كردند ، ام هيثم دختر اسود نخعيه درخواست كرد تا جنازهء پليدش را به او بدهند تا آن را بسوزانند ، پس جنازه را به او دادند و او نيز آن را به آتش كشيد . چه خوب سروده است شاعر در جريان قطام و شهادت حضرت كه مىگويد : هيچ بزرگى را چه دارا و ندار نديدم مهريه‌اى مانند مهريهء قطام را طلب كند . سه هزار درهم و غلام و كنيز و از همه برتر قتل على عليه السّلام با شمشير زهرآلود مهريه‌اش بود . مهريه هرچه هم گرانبها باشد مهريه‌اى گرانبهاتر از جان على نديده‌ام و هيچ خون باارزشى جز خونى كه پسر مرادى ريخت نديدم كه ريخته شود . اما هم‌پيمانان ديگر ابن ملجم ملعون كه مأمور كشتن معاويه و عمرو عاص بودند موفق نشدند يكى از آن‌ها ضربه‌اى بر معاويه وارد آورد و چون او در حال ركوع بود به رانش اصابت نمود ولى از آن جان سالم به‌در برد و ضارب را دستگير كرده و به قتل رساندند ، ديگرى نيز درصدد فرصت بود تا عمرو را به قتل برساند ولى او آنشب مريض شد و فرد ديگرى به نام خارجه فرزند ابن حبيبهء عامرى را براى نماز فرستاد او به گمان اينكه اين مرد عمرو عاص است ضربتى بر او وارد آورد ولى دستگير شد و آن را نزد عمرو عاص بردند و عمرو او را كشت ، خارجه نيز از آن ضربت روز دوم جان سپرد .

فصل ششم اخبارى درباره‌ى محل قبر آن حضرت و چگونگى خاكسپارى ايشان

1 - حيان بن على عترى مىگويد يكى از نزديكان حضرت برايم نقل كرد : آخرين لحظات عمر حضرت بود كه امام حسن و امام حسين عليهما السّلام را خواستند و فرمودند : اگر از دنيا رفتم مرا با اين تخت از منزل خارج كنيد و فقط عقب تخت را بگيريد ، جلوى آن را برايتان خواهند گرفت ، مرا به غريين « 1 » ببريد . در آنجا سنگى سفيد و درخشنده خواهيد ديد ، زير آن را حفر كنيد قبرى آماده خواهيد ديد ، مرا در آن قبر دفن كنيد . امام حسن عليه السّلام مىگويد حضرت امير عليه السّلام را از منزل با تختشان خارج كرديم و فقط عقب آن را گرفتيم و نياز به گرفتن جلوى آن نبود ، در حالى كه صداى زمزمه‌اى به گوشمان مىرسيد ايشان را به غريين برديم و در آنجا متوجه سنگى سفيد كه مىدرخشيد شديم ، زير آن را حفر كرديم و قبرى آماده يافتيم كه بر آن نوشته شده بود كه اين قبرى است كه نوح عليه السّلام براى على بن ابيطالب عليه السّلام آماده كرده است ، حضرت را در آن قبر آماده به خاك سپرديم و بازگشتيم و از اين بزرگداشتى كه خداوند نسبت به امير مؤمنان عليه السّلام كرده بود شادمان بوديم ، در راه به عده‌اى از شيعيان برخورديم كه در مراسم نماز و
هامش
( 1 ) - نام ديگر نجف اشرف است .