گروهى كه صد نفر را گمراه و صد نفر را هدايت مىكنند نمىپرسند مگر آنكه از كسى كه آنها را خوانده است و كسى كه هدايتكنندهء آنهاست تا روز قيامت به شما خبر خواهم داد .
مردى برخاست و رو به حضرت عليه السّلام گفت : در سر و روى من چند تار موى روئيده است ؟
حضرت عليه السّلام فرمودند : به خدا سوگند دوستم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنچه پرسيدى مرا مطلع ساخته بود و بدان كه بر هر تار موى سرت فرشتهاى ترا لعنت مىكند و بر تار ريش تو شيطانى وسائل بدبختى ترا فراهم مىكند و بدان در خانهات بزغالهاى زندگى مىكند كه قاتل فرزند رسول خداست و نشانهء آن صدق و راستى آنچه گفتم است مىباشد و اگر جواب سئوالت نسبت به تعداد موهايت را مىپذيرى برايت مىگفتم چرا كه از وجود فرشته و شيطان بر هر يك از آنها ترا مطلع كردم پس آن مرد - يعنى عمر بن سعد و پدرش سعد ابى وقاص بود - در آن زمان كودك كوچكى بود كه تازه مىتوانست بنشيند .
وقتى ماجراى امام حسين عليه السّلام پيش آمد ، آن پسر يعنى عمر بن سعد مسئول قتل امام حسين عليه السّلام شد و امر همان گونه كه حضرت امير عليه السّلام گفته بود شد .
فصل هفتاد و يكم [ : پيشگويى حضرت در مورد براء بن عازب ]
اسماعيل بن زياد مىگويد : روزى على عليه السّلام به براء بن عازب فرمود : فرزندم حسين عليه السّلام را خواهند كشت و تو آن روز زندهاى ولى او را يارى نمىكنى . وقتى حسين بن على عليه السّلام كشته شد براء بن عازب گفت : به خدا قسم على بن ابيطالب عليه السّلام راست گفت ، حسين عليه السّلام كشته و من او را يارى نكردم ، پس بر كرده خود اظهار ندامت و پشيمانى كرد .
فصل هفتاد و دوم [ : پيشگويى حادثه كربلا در زمان حركت براى جنگ صفين ]
جويرية بن مسهر مىگويد : زمانيكه براى جنگ صفين همراه على عليه السّلام در حركت بوديم به سرزمين كربلا رسيديم ، حضرت در كنار لشكرگاه ايستاد نگاهى به چپ و راست كرد و آهى كشيد سپس فرمود ؟
به خدا سوگند اينجا محل استراحت چهارپايان آنهاست و همين جا محل كشته شدن آنان است ، اصحاب پرسيدند : اينجا چه محلى است ؟ حضرت فرمود : كربلا ، در آن گروهى كشته خواهند شد كه بدون حسابرسى وارد بهشت مىشوند ، سپس حضرت حركت كرد و مردم مقصود حضرت را از سخنانش نفهميدند تا آنكه واقعه دردناك شهادت امام حسين عليه السّلام و اصحابش اتفاق افتاد ، آن موقع متوجه مقصود حضرت از آنچه به آن خبر داده بود شدند .
اين جريان اطلاع دادن ايشان از آنچه بوقوع پيوسته است بوده و شبيه معجزات الهى است .
فصل هفتاد و سوم [ : قدرت غير عادى حضرت در جنگ خيبر ]
از نشانههاى الهى آن حضرت ، قدرت الهى كه در وجود آن حضرت ظاهر شد و قوت و نيروى اختصاصى ايشان كه غيرعادى بود مىباشد و از جمله اخبار آن اين روايات است :