حاكمان ظالم با شلاق ناقلان فضائل حضرت را مىنواختند و تنبيه مىكردند بلكه سر آنها را از تن جدا مىكردند بلكه مردم را تشويق به برائت و دورى جستن از ايشان مىكردند .
و آنچه رسم شده بود اين بود كه كسى نامى از على به خير و نيكى نبرد تا چه رسد به ذكر فضائل و مناقب و يا اينكه بر حقانيت حضرت دليل اقامه شود و با اين توضيحات و اين جلوگيريها فضائل حضرت در نزد شيعه و سنى رواج يافته و منتشر گرديد و اين آيهاى الهى از آيات غير عادى خداوند در مورد ايشان است .
فصل پنجاه و نهم [ : كثرت و انتشار ذريه حضرت ]
از آيات الهى در مورد ايشان اين است : آنقدر كه از طرف حكام جور بر فرزندان و بستگان امير مؤمنان ظلم گرديد و آن بزرگواران در اين راه دچار ترس و اضطراب گرديدند ، فرزند هيچ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و هيچ امامى و يا حتى هيچ انسان صالحى از طرف هيچ پادشاهى اين گونه تحت فشار نبود و احدى مثل فرزندان حضرت دستخوش قتل و تبعيد از ديار خود و دچار رعب و وحشت نگرديدند ، تا اينكه آنان را بواسطه توطئه و نيرنگهاى فراوان كشتند .
عدهاى از آنها را زنده در ميان ديوار گذاشته و عدهاى ديگر را با گرسنگى و تشنگى به شهادت رساندند ، اين بلايا آنها را مجبور كرد تا از ديار و نزديكان خود فرار كرده و نسب خود را از دوست و دشمن مخفى كنند . در شرق و غرب عالم و دورترين نقاط بىآب و علف مخفى شده و با احدى معاشرت نكردند و نزديك نشدند چرا كه از ترس جان خود و نزديكانش از ظالمان زمان ، چارهاى جز دورى گزيدن از مردمان را نداشتند .
اين گرفتاريها و بلايا باعث قطع شدن نسل فرزندان و كم شدن تعداد آنها مىشد ولى با اين احوال فرزندان آن حضرت از فرزندان همه انبيا و اوليا بيشترند و حتى از مردم عادى هم بيشتر هستند ، آنچنان كه در شهرها تعداد زيادى از فرزندان آن حضرت به چشم مىخورند هر چند آنان مقيد بودند تا با نزديكان خود ازدواج كرده و از اقوام دور پرهيز مىكردند .
آنچه گفته شد خود نشانهاى روشن و غير عادى است كه در مورد امير مومنان عليه السّلام بوقوع پيوسته و شكى در آن راه ندارد الحمد للّه .
فصل شصتم [ : اخبار از حوادث آينده ]
از نشانههاى ديگر الهى كه خاص امير مومنان عليه السّلام است و دليل بر امامت و وجوب اطاعت از ايشان مىباشد ، نشانههايى كه اگر از پيامبران الهى سر زند موجب اعتماد و تصديق پيامبرى آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگردد و شبيه معجزات انبياست . از جمله آنها خبر دادن ايشان از مسائل غيبى و حوادث آينده بود كه از هر چه خبر مىدادند آن حادثه در موقع خود بدون كم و كاست اتفاق مىافتاد تا اينكه صدق آن حضرت هويدا مىشد .