از جمله اين خصوصيات اين است كه ايشان هم پايهء دو پيامبر بزرگ الهى يعنى عيسى عليه السّلام و يحيى عليه السّلام قرار دارد و در اين مطلب جاى هيچگونه شك و ترديدى نيست .
خداوند متعال در مورد حضرت عيسى عليه السّلام روح اللّه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و فرستاده و كلمه الهى « 1 » است صحبت كرده و قصهء مادر ايشان و وضع حملش را ذكر مىكند مىفرمايد ، « مادر عيسى عليه السّلام گفت :
چگونه داراى فرزند پسرى شوم ، حال آنكه ، انسانى به من نزديك نشده است و من خطايى در اين رابطه مرتكب نشدهام ، جواب داده شد : همانطور است كه مىگويى ولى پروردگارت مىفرمايد : اين كار براى من آسان است كه ما انسانى را بدون داشتن پدر بيافرينيم - مىخواهيم او را نشانهاى الهى براى مردم و رحمتى از طرف ما براى ايشان قرار دهيم و اين مطلب حتما انجام مىشود » . « 2 »
از نشانههاى الهى در مورد حضرت عيسى عليه السّلام تكلم ايشان در گهواره بود كه امرى غير عادى است .
معجزهاى كه بسيار عجيب مىنمود و موجب بهت و حيرت صاحبان خرد و عقل گرديد و از نشانههاى الهى در مورد امير المؤمنين عليه السّلام اين است كه با وجود اينكه در ظاهر در شمار كودكان بود ، در همان حال به كمال معرفت و وقار و شناخت پروردگار دست يافت و به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد ، هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايشان را به تصديق خود و اقرار به رسالتش فرا خواند و ايشان را ملتزم به حق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و شناخت پروردگار و يكتاپرستى نمود و از ايشان پيمان گرفت تا دين خود را حفظ كرده و امانت الهى را ادا نمايد ، امير مؤمنان عليه السّلام اقرار كرده و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيمان بست در حالى كه ايشان طبق نقلهاى مختلف در آن زمان هفت يا نه يا ده سال بيشتر نداشتند .
كمال عقل ايشان همان معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود كه از نشانههاى بزرگ الهى كه خلاف عادت بوده و حاكى از منزلت ايشان نزد خداوند و اختصاص اين جايگاه به ايشان است و همچنين شايستگى براى تصدى امامت مسلمين و راهنمايى و ارشاد همه بندگان از خصوصيات حضرتش مىباشد .
همانگونه كه در مورد دو پيامبر الهى يعنى عيسى و يحيى عليه السّلام معجزات شگفتانگيز نقل شده براى امير مؤمنان هم مثل و مانند چنين معجزات غير عادى ثابت شده است ، لذا اگر در اين معجزات ، امير مؤمنان عليه السّلام به كمال بالا و شناخت و الا نسبت به خداوند نرسيده بود ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايشان را امر به قبول نبوت خود و ايمان و تصديق به آن نمىكرد و هرگز ايشان را امر به اعتراف به حق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نمىكردند و دعوت خود را قبل از همه مردم از ايشان آغاز نمىكردند بجز خديجه عليها السّلام همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « 3 » و هيچگاه ايشان را بر اسرار خود امين ندانسته و مأمور حفاظت از آنها نمىكرد .
از اينكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از ميان همسالان امير مؤمنان عليه السّلام فقط ايشان را برگزيده فهميده مىشود
هامش
( 1 ) - به حضرت عيسى عليه السّلام لفظ كلمه اطلاق شده است :إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَسوره آل عمران ، آيهى 45 .
( 2 ) - سوره مريم ، آيهى 20 و 21 .
( 3 ) - امير مومنان حتى از خديجه عليها السّلام زودتر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايمان آورد ، خطبه نهج البلاغه حاكى از حضور حضرت على عليه السّلام در غار حرا هنگام نزول وحى به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ايمان حضرت امير عليه السّلام به نبوت پيامبر است .