فصل سى و هشتم پيمانشكنى معاويه
معاويه به پيمان خود عمل نكرد و آن را نقض نمود و ضحاك بن قيس را فرستاد تا اموال عراقىها را غارت كند ، عمرو بن عميس بن مسعود در راه با ضحاك ملاقات كرده و به هم رسيدند ، ضحاك عمرو را با عدهاى از يارانش كشت . على عليه السّلام بعد از اين وقايع خطاب به كوفيان فرمودند : اى اهل كوفه براى خونخواهى عمرو بن عميس كه انسان صالحى بود قيام كنيد و از لشكريان خودتان كه عدهاى از آنان كشته شدند دفاع كنيد ، آماده نبرد با دشمن خود باشيد و از ناموس خود محافظت نماييد .
راوى مىگويد : با شنيدن سخنان حضرت از خود ضعف و سستى نشان دادند و سخنان حضرت را رد كردند و حضرت هم وقتى اين حالت را از آنها ديد به آنها فرمود : به خدا قسم دوست دارم بجاى هشت نفر از شما فقط يك نفر از آنها را داشتم . واى بر شما ، در ركاب من براى نبرد با دشمن آماده شويد پس اگر احساس خطر كرديد فرار كنيد به خدا قسم من از ملاقات پروردگار خود ناراحت نيستم . زيرا اين راه را با بصيرت انتخاب كردهام و راحتى خود را در آن مىبينم و بالاخره از هم صحبتى با شما و از ناراحتى رفتار و روش شما و از مدارا كردن با شما راحت مىشوم . مدارا كردن با شما بسيار مشكل است و مثل مدارا كردن با شتر جوانى است كه كوهان آن از شدت بار سنگين كه بر پشتش گذاشتهاند آسيب ديده است . اما ظاهر كوهان سالم و بدون عيب است يا مثل مدارا كردن و تحمل كردن لباس كهنهاى است كه از هر طرفى كه دوخته شود از طرف ديگر پاره مىشود كه باعث ناراحتى صاحب لباس مىشود .
فصل سى و نهم تحريك به پيكار
هنگامى كه على عليه السّلام از حركت بسر اين ارطات به طرف يمن باخبر شدند مردم را براى سركوبى او دعوت نمودند ، اما آنها در اين مسئوليت كوتاهى مىكردند . حضرت عليه السّلام خطاب به آنها فرمودند : اى مردم اولين بيچارگى و ابتداى پيمانشكنى شما از هنگامى شروع شد كه صاحبنظران از ميان شما رفتند ، آنها كسانى بودند كه وقتى با كسى ملاقات مىكردند با او به صداقت رفتار مىكردند ، به عدالت حرف مىزدند و به دعوتها پاسخ مثبت مىدادند به خدا قسم من شما را از ابتدا تا اكنون در آشكار و نهان ، در شب و روز ، در صبح و عصر براى جنگ با دشمن دعوت كردهام اما دعوتهاى من جز فرار و پشت كردن شما به جنگ فايدهء ديگرى نداشت . متأسفانه ، نه موعظههاى من به حال شما فايده داشت و نه دعوت شما به راه هدايت و حكمت ، هيچكدام در شما اثر نكرد . اى مردم من مىدانم چه چيزى شما را اصلاح مىكند و انحراف شما را درست مىنمايد ، اما من به خدا قسم خودم را براى اصلاح شما نابود و بيچاره نمىكنم ، زيرا شما قابل اصلاح نيستيد . اما به من فرصت كوتاهى بدهيد .