پيش آمد و جريان من و شما آن طورى است كه مرد هوازنى در شعرش گفته : غير از اين نيست كند من از مردم غزيّهام ، كه اگر آنها گمراه شوند من هم گمراهم و اگر هدايت شوند من هم در راه هدايتم .
فصل سى و هفتم گفتارى با خوارج
حضرت على عليه السّلام هنگامى كه به كوفه برگشتند نرسيده به كوفه اين گفتار را با خوارج نمودند : بعد از حمد خدا و صلوات و درود بر محمّد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : پروردگارا اين موقعيتى است كه هركس در آن به حقيقت برسد ، فرداى قيامت پيروز است و شايستهتر به آن مقام است و كسى كه شك داشته و يا دشمنى داشته باشد كور و گمراه خواهد بود .
شما را به خدا قسم آيا يادتان هست كه آن روز دور معاويه را گرفته و قرآنها را روى نيزه كرده بود و شما را ظاهر كارشان فريب داد . و گفتيد ما بايد با كتاب خدا پاسخ آنها را بدهيم و من به شما گفتم آنها را از شما بهتر مىشناسم آنها مردمى ديندار و اهل قرآن نيستند زيرا من با آنها همنشين بودهام و كوچك و بزرگ آنها را كاملا مىشناسم و مىدانم آنها موقع كودكى بدترين كودكان و در بزرگسالى بدترين بزرگسالان هستند ، شما از كار فعلى آنها فريب نخوريد و در پى گرفتن حق خود باشيد و در آن راهى كه به درستى گام برداشتهايد ادامه دهيد و مىدانم كه اين مردم قرآنها را فقط به خاطر مكر و حيله بر روى نيزه كردهاند ، اما شما كه از همه جا بىخبر بوديد سخن مرا قبول نكرديد و گفتيد اينطور نيست بلكه بايد عمل آنها را بپذيرى . گفتم اينك كه پند و نصيحت من را قبول نكرديد روزى كه به بدبختى افتاديد به ياد حرف من و نافرمانى خودتان مىافتيد . زمانى كه ديدم جز كتاب موضوع ديگرى مورد توجه شما نيست من با آن دو نفر داور قرار گذاشتم بايد آنچه كه احياء شود احياء و زنده نمايند و آنچه را قرآن نهى نموده از بين ببرند ، در نتيجه اگر آنها طبق قرآن عمل كردند ما نمىتوانيم با گفته كسى كه مطابق با دستور قرآن قضاوت مىكند مخالفت كنيم و اگر بر خلاف قرآن حكم كردند ما از آن حكم بيزاريم . در اين هنگام يكى از خوارج به حضرت گفت : اى على آيا اين كار از عدالت توست كه اين گونه مردم لاابالى را بر خونهاى مردم حكومت بدهى و جان مردم را به دست عدهاى ظالم بدهى .
حضرت عليه السّلام در جواب اين شخص فرمودند : ما حكومت را به دست اين عده نداديم كه هركارى بخواهند انجام دهند بلكه قرآن را داور قرار داديم و اين قرآن فقط خطى است كه در ميان دو جلد قرار گرفته و خودش حرف نمىزند بلكه مردان آشناى با قرآن بايد از زبان قرآن سخن بگويند دوباره از امام پرسيدند چرا ميان خودتان و آنها مدّت قرار دادى ؟ حضرت عليه السّلام جواب دادند : به خاطر اينكه جاهل بداند كه حق با ماست و عالم هم ثابت قدم بماند . و آرزومنديم خداوند بوسيله صلحى كه برقرار شده اين امت را اصلاح كند و حالا كه حقيقت را فهميديد به وطن خود برگرديد خداوند شما را رحمت كند . مردم يكىيكى وارد شهر شدند .