تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١

فصل شانزدهم مخالفت طلحه و زبير

در اين فصل سخنان على عليه السّلام در هنگاميكه طلحه و زبير بيعت خود را نقض نموده و به طرف مكه حركت كردند تا با همراهى عايشه عليه على عليه السّلام قيام كنند آورده مىشود : على عليه السّلام پس از حمد و ستايش خداوند متعال مىفرمودند : همانا خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را براى هدايت تمام مردم مبعوث فرمود و او را مايه رحمت مردم جهان قرار داد ، او هم مأموريت خود را به بهترين وجه انجام داد و رسالت‌هاى خداوند را تبليغ و بيان نمود ، خدا هم به همت وجود او تمام كارها را منظم و به جريان انداخت و شكافها را ترميم و مشكلات را حل نمود ، و راهها را امن ساخت و خون و جان مردم را حفظ كرد و ميان دشمنان و حسودان الفت و همدلى برقرار كرد و كينه و حسادت و دشمنى را كه سال‌هاى سال در دلها مانده بود از دل آنها ريشه‌كن كرد سپس خداوند او را به سوى خودش دعوت كرد و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خويش كاملا راضى بود زيرا در هيچ مسئوليتى كه خدا بر عهده او گذاشته بود كوتاهى نكرده بود و هيچ‌گاه قصد كوتاهى در رسالت تبليغى خود را نداشت و بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حوادث گوناگون رخ داد و مردم در جانشينى او با هم به نزاع و مخالفت پرداختند كه در نهايت ابو بكر و بعد از او عمر و بعد از او هم عثمان خلافت را بدست گرفتند . و از آنجا كه به كارهاى نادرست و ناشايسته عثمان پى برده بوديد نزد من آمديد و پيشنهاد بيعت با من را مطرح كرديد ، من نخست براى اين كار حاضر نشدم ، من دستم را از اين كار كشيدم و بستم اما شما من را به زور وارد ماجرا كرديد و براى اينكه امر خلافت را بدست بگيرم با من نزاع كرديد . و مانند شتران تشنه كه اطراف حوض آب جمع مىشوند ، اطراف من جمع شديد بطورى كه احساس كردم كه اگر به خواسته شما گوش ندهم مرا مىكشيد يا بعضى از شما نزد من در اين جريان كشته شود به همين خاطر دست خود را بسوى شما براى بيعت دراز كردم و شما با كمال اختيار با من بيعت كرديد . نخستين افرادى كه با اختيار خود با من بيعت كردند طلحه و زبير بودند و بعد از مدت كوتاهى از زمان بيعت با من ، براى رفتن به عمره نزد من آمدند و اجازه گرفتند ، و به خدا قسم هدف آنها عمره نبوده بلكه هدفشان نيرنگ و خدعه بود ، باز من براى اتمام حجت دوباره با آنها عهد و بيعتم را تجديد كردم تا از من پيروى و اطاعت كنند و در اين ميان امت و مردم را به نابودى نياندازد آنها به اين ترتيب با من عهدشان را تازه كردند ، امّا به عهدشان وفا نكردند و بيعت را شكستند ، حالا من از اين بىوفايان تعجب مىكنم كه چگونه از ابو بكر و عمر پيروى مىكردند و از من پيروى ننمودند با اينكه من از آن دو نفر كمتر نيستم ، و مطالبى را مىدانم كه اگر مىخواستم مىگفتم . خداوندا حق مرا از آنها بگير زيرا كه حق مرا ضايع كردند و امر مرا كوچك دانستند ، خداوندا مرا بر آنها پيروز كن .