تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
نفر هم با من بيعت نخواهند كرد . و دليل اين حرفم اين است كه : توجّه مردم از اوّل به قريش بود . و قريش مىگفتند : همانا آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله خود را برترين افراد مردم مىدانند . و آنان خود را سرپرست كارها مىدانند نه قريش را و اگر برحسب اتفاق امر خلافت بدست آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله بيافتد ديگر كسى نمىتواند با هيچ نيرويى آن را از چنگشان درآورد ، چنانچه امر خلافت در بين غير قريش باشد ممكن دست به دست بچرخد و در بين شما بماند ، به خدا سوگند اين قريش امر خلافت را به آسانى از دست نمىدهد تا در اختيار ما بگذارد ! ! جندب پس از شنيدن اين سخنان امام عليه السّلام عرض كرد : يا على عليه السّلام اجازه مىدهيد تا اين سخنان را به گوش مردم برسانم و مردم را به يارى شما دعوت كنم ؟ حضرت فرمودند : اى جندب الان وقت اين كار نيست . جندب مىگويد : بعد از اين حادثه به عراق برگشتم و طى اين مدت هرگاه يكى از فضايل و مناقب على عليه السّلام را براى مردم نقل مىكردم مرا آزار و اذيت مىكردند و مرا از پيش خود مىراندند تا بالاخره قضيهء مرا به وليد بن عقبه خبر دادند او يك شب مرا احضار كرد و زندانى نمود و سرانجام در خلوت سخنانى به من گفت : و مرا از زندان آزاد كرد .

فصل پانزدهم على عليه السّلام و مخالفان

گفتار على عليه السّلام در هنگاميكه عبد اللّه بن عمر خطاب و سعد بن أبى وقاص و محمّد بن مسلمه و حسان بن ثابت و اسامة بن زيد از بيعت او خوددارى كردند . شعبى روايت كرده هنگامى كه سعد و افراديكه نام آنها برده شد ، از بيعت با على عليه السّلام خوددارى كردند ، آن حضرت حمد و ثناى الهى را به جاى آوردند ، فرمودند : اى مردم همانا شما به طوريكه با خلفاى قبل از من بيعت كرديد ، بيعت مرا نيز پذيرفتيد . و اين را بدانيد كه تا وقتى داراى اختيار هستيد كه با خليفهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بيعت نكرده‌ايد اما وقتى با او بيعت نموديد ديگر اختيارى از خود نداريد و بر امام لازم است كه وظايف امامت خود را درست و كامل انجام دهد و در اين راه استقامت به خرج دهد و از آن طرف هم بر مردم لازمست كه تسليم فرمان او باشند و اين بيعت ، بيعت همگانى است كه اگر كسى از آن سرپيچى كند از دين خدا برگشته و به راه غير مسلمانان رفته و بيعتى كه با من نموده‌ايد اتفاقى نبوده و كار من و شما يكى نيست زيرا من شما را براى خدا دوست دارم و شما من را براى خودتان مىخواهيد . به خدا قسم من بهتر مىتوانم دشمن را نصيحت كنم و به راه راست هدايت كنم و حق مظلوم را از ظالم بگيرم و از سعد و ابن سلمه و اسامة و عبد اللّه و حسان ابن ثابت امور غير قابل قبولى را مشاهده كردم كه بايد حق بين من آنها حكم كند .