ذكر خدا مشغول بودند بعد از آنكه از راز و نياز فارغ شد به طرف ما توجه كردند و فرمودند : در زمان دوست باوفاى خودم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عدهاى را ديدم كه از شب تا صبح به عبادت مىپرداختند و هنگام صبح با رنگ زرد و گردآلود در حالى كه بر پيشانيشان از زيادى سجده مانند اثر زانوى بز ظاهر بود وارد جامعه و كار و فعاليت مىشدند و هنگامى كه اسم مرگ به ميان مىآمد مانند درختى كه در باد مىلرزد ، به خود مىلرزيدند و آنقدر گريه مىكردند كه لباسهايشان تر مىشد ، سپس حضرت از جا برخواستند و نگاهى به مردم كردند و فرمودند : گويا اين مردم غافلند .
فصل دهم شيعه بااخلاص
سخنان حضرت على عليه السّلام در مورد شيعهى بااخلاص .
روايت شده على عليه السّلام يك شب مهتابى از مسجد بيرون آمدند و به طرف جبانه حركت كردند ، عدّهاى كه در پشت سر آنحضرت مىآمدند به ايشان نزديك شدند ، على عليه السّلام ايستاد و پرسيد شما كيستيد ؟
عرض كردند ما شيعيان شمائيم . حضرت نگاه بامعنايى به صورت آنها انداخت ، سپس فرمودند : اگر شما شيعهء ما هستيد پس چرا من سيما و نشانهء شيعه را در شما نمىبينم ؟ آنها پرسيدند سيماى شيعه چه نشانهاى دارد كه ما نداريم ؟ حضرت فرمود شيعيان ما كسانى هستند كه صورتهايشان از شدّت شب نخوابى زرد شده و چشمانشان از شدت گريه ضعيف و ناتوان شده و پشتهايشان از شدت قيام در نماز و عبادت خميده شده و شكمشان به خاطر گرسنگى روزه به پشت چسبيده و از كثرت دعا و تضرع آنقدر لاغر شدهاند كه پوست و استخوانشان مانده و گرد و غبار خاشعين بر صورتهايشان نشسته است .
فصل يازدهم به ياد مرگ
گفتار حضرت على عليه السّلام درباره مرگ و ياد آن .
مرگ مانند طلبكارى است كه مىخواهد هرچه زودتر آنچه داده را پس بگيرد و از عهده همه هم بر مىآيد و كسى نمىتواند از چنگال آن فرار كند ، پس خودتان را براى مرگ آماده كنيد و از ملاقات با آن خوددارى نكنيد زيرا با هيچ وسيلهاى نمىتوان از دست مرگ فرار كرد شما اگر كشته نشويد بالاخره مىميريد ، قسم به كسى كه جان على عليه السّلام در دست اوست اگر هزار ضربت شمشير بر سر انسانى وارد آيد و كشته شود بهتر از آن است كه در رختخواب بميرد .
اى مردم شما مانند هدفهايى هستيد كه كمانهاى مرگ بسوى شما كشيده شده و شما را هدف قرار مىدهند و مالهاى شما مورد هجوم مصائب قرار مىگيرد . هر غذايى كه در دنيا مىخوريد با اندوهها همراه است و هر نوشيدنى كه مىنوشيد با گرفتاريها آلوده است . خدا را گواه مىگيرم هر