تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
خواندند : كسى كه مضطر و ناچار به كارى شود گناهكار محسوب نمىشود . عمر از شنيدن اين بيان على عليه السّلام از سنگسار كردن آن زن منصرف شد . « 1 »

فصل شصتم نامه ايرانيان عليه عمر

حضرت على عليه السّلام در قضاوتها كوشش كردند تا نظر درست و صحيح را ارائه بدهند و مردم را به راهى كه به مصلحتشان مىباشد هدايت كند و كارهايى را كه باعث فساد آنها مىشود جبران و تدارك نمايند زيرا اگر هشدارهاى حضرت نبود مردم گرفتار نظرات نادرست مىشدند و ما مىتوانيم براى اثبات اين سخن جريانى را به عنوان شاهد ذكر كنيم : ابو بكر هذلى روايت كرده كه يكى از علما مىگفت : عده‌اى از همدانىها و اصفهانىها و دامغانىها و نهاونديها و همچنين عده‌اى از اهل رى نامه‌اى به اين مضمون به يكديگر نوشتند : پادشاه عربى كه دين و كتاب براى عربها آورده بود از دنيا رفته و منظورشان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود و پس از او كس ديگرى مدت كوتاهى جانشين او بود و او هم از دنيا رفته كه منظورشان ابو بكر بود . و پس از او كس ديگرى به خلافت رسيده كه عمرش طولانى شده به طورى كه شهرهاى شما را به تصرف درآورده و با شما نبرد مىنمايد كه منظورشان عمر بود . اين را بدانيد كه او از شما دست برنمىدارد مگر اينكه لشكريان او را از شهر بيرون كنيد و در شهرهاى او با او بجنگيد . ايرانيان با هم پيمان بستند كه اين نقشه را عملى كنند و با عمر بجنگند . خبر اين نقشه ايرانيان به گوش مسلمانان كوفه رسيد و آنها هم به عمر اطلاع دادند وقتى عمر اين خبر را شنيد سخت ناراحت شد . سپس به مسجد رفت . در بالاى منبر حمد و ثناى الهى را بجا آورد و گفت : اى گروه مهاجر و انصار بدانيد شيطان لشكريانى عليه شما گرد آورده و مىخواهد به اين حيله نور خدا را خاموش كند . آگاه باشيد ! ايرانيان مقيم همدان و اصفهان و رى و دامغان و نهاوند كه همه آنها در زبان ، رنگ و دين گوناگون هستند با هم پيمان بستند تا برادران مسلمان شما را از شهرهاى خود خارج كنند و با شما بجنگند . عقيده خود را خيلى كوتاه و مختصر براى من بگوييد . زيرا امروز روزى است كه هرچه زودتر بايد جلوى اين حادثه را گرفت . طلحة بن عبيد اللّه كه از خطيبان قريش بود از جاى خود بلند شد ، حمد و ثناى خدا را به‌جا آورده سپس به عمر گفت : اى امير المؤمنين كارها موافق ميل توست و روزگار به كام تو شده و از سرانجام كارها باخبرى و تجربه‌هاى بسيارى دارى ، تو در كارها مبارك و پيروزى ، تو با تدبير و فكر بر تخت خلافت نشستى و همه گونه آزمايش نمودى و اطلاعات درست به دست آوردى . و مىدانى كه عاقبت قضاى الهى جز با اختيار مشخص نمىشود ، اكنون طبق نظر خودت براى سركوبى آنها اقدام كن و از عقيده‌ات دست برندار طلحه اينها را كه گفت ، سپس نشست . عمر گفت شما هم نظر خودتان را
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 168 .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 223 | الشيخ المفيد / خانبلوكى