تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
با اين سخن على عليه السّلام عمر آگاه و متنبه شد و به قدامة اطلاع داد كه بايد توبه كند تا كشته نشود . پس از آنكه قدامة توبه كرد و مىبايد حد الهى بر او جارى مىشد ، عمر نمىدانست چگونه بايد حد الهى را بر او جارى كند . سپس به امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد : اى على ! به من بگوييد چگونه حد الهى را بر او جارى كنم ؟ على عليه السّلام فرمودند : حد او هشتاد تازيانه است . زيرا شرابخوارى زمانى كه شراب مىنوشد مست مىشود ، و اگر مست شود هذيان مىگويد و در اين هنگام به مردم افتراء مىزند . عمر طبق دستور آن حضرت وى را هشتاد تازيانه زد .

همبسترى با ديوانه

نقل شده در زمان عمر مردى با زن ديوانه‌اى به طور نامشروع نزديكى كرد ، شاهدى كه اين جريان را ديده بود پيش عمر به عمل زشت آن زن گواهى داد . عمر هم دستور داد تا آن زن را تازيانه بزنند . هنگامى كه او را براى تازيانه زدن مىبردند به على عليه السّلام برخورد كردند . على عليه السّلام پرسيدند : اين زن ديوانه كه از خاندان فلان كس است را به اين صورت كجا مىبرند جواب دادند : مردى با او زنا كرده و فرار نموده و كسى هم كه اين عمل زشت را ديده پيش عمر گواهى داده و او هم دستور داده تا اين زن را تازيانه بزنند . على عليه السّلام فرمود : اين زن را برگردانيد و به عمر بگوييد مگر نمىدانى اين زن ديوانه از فلان خاندان است و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده قلم تكليف از ديوانه برداشته شده و ديوانه تا وقتى كه به حالت جنون است تكليفى ندارد زيرا عقل و نفسش در دست ديگرى است و مغلوب عقل و نفسش مىباشد . زن را به دستور حضرت على عليه السّلام پيش عمر بردند و دستور حضرت را به وى گفتند . عمر با شنيدن سخنان حضرت براى ايشان دعا كرد و گفت خداوند درب گشايش را به سوى على عليه السّلام بگشايد زيرا نزديك بود من با دستورم هلاك شوم و از حد آن زن چشم‌پوشى كرد . روايت شده زن حاملهء زناكارى را نزد عمر آوردند او دستور داد تا سنگسارش نمايند . امير المؤمنين عليه السّلام به عمر فرمود : اى عمر بر فرض كه بتوانى مادر اين طفل داخل شكم را سنگسار كنى اما چه حقى بر فرزند داخل شكم او دارى كه مىخواهى او را به گناه مادرش از بين ببرى . با آنكه خدا مىفرمايد : هرگز بار گناه كسى را ديگرى به دوش نخواهد گرفت . عمر گفت : خدا آن روز را نياورد كه من به مشكلى برخورد كنم كه ابو الحسن براى حل مشكل نباشد . سپس پرسيد حالا مىفرماييد با او چه كار كنم . حضرت در جواب فرمود : آن زن را تحت نظر قرار داده تا هنگامى كه فرزند خود را به دنيا بياورد . هنگامى كه فرزندش متولد شد و كسى هم بود كه بتواند آن بچه را سرپرستى كند آنوقت حد الهى را بر زن جارى كن . « 1 » عمر در اين ماجرا نيز مطابق دستور على عليه السّلام عمل كرد .
هامش
( 1 ) - سوره زمر ، آيه 9 .