گفت : پس چرا پيش ابو بكر نرفتيد گفتند قبل از آمدن پيش تو نزد او رفتيم . عمر گفت : او در اين باره چه حكمى كرد ؟ آن دو مرد جواب ابو بكر را گفتند . عمر پاسخ داد من هم به غير از قضاوت او قضاوت ديگرى نمىكنم . و نظر من همان نظر ابو بكر است آن دو دوباره حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رفتند و تمام قضايا را تعريف كردند و حضرت فرمودند : حالا پيش على عليه السّلام برويد . آن دو پيش حضرت على عليه السّلام رفتند و جريان را تعريف كردند و حضرت فرمودند : اگر گاو به طويله الاغ وارد شده و او را كشته بايد صاحب گاو قيمت الاغ را به صاحب الاغ بدهد و اگر الاغ وارد طويله گاو شده و در آنجا گاو الاغ را كشته صاحب گاو نبايد قيمت الاغ را به صاحب الاغ بدهد . سپس هر دو مرد خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيدند و جريان و چگونگى قضاوت على عليه السّلام را بيان كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : على بن ابيطالب عليه السّلام بين شما قضاوت الهى نموده سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند : خدا را شكر كه در خاندان ما اهل بيت كسى را قرار داده كه به مانند داود نبى قضاوت مىكند . بعضى از اهل سنت روايت كردهاند كه قضيه مذكور مربوط به على عليه السّلام است كه بين دو نفر يمنى قضاوت كردهاند و بعضى از آنها هم مطابق آنچه ما روايت كردهايم ، روايت كردهاند . و امثال اين روايت زياد است و هدف ما آنست كه مختصرى از آن را در اين كتاب بياوريم .
فصل پنجاه و هشتم مرد شرابخوار
اين فصل قسمتى از داورىهاى على عليه السّلام در زمان خلافت ابو بكر را بيان مىكند .
از آن جمله خبرى است كه علماى شيعه و سنى آن را نقل كردند به اين ترتيب كه مردى شرابخوار را پيش ابو بكر آوردند هنگامى كه ابو بكر خواست حد اسلامى را جارى كند و او را شلاق بزند . مرد شرابخوار به او گفت : درست است كه من شرابخوارم اما نمىدانستم كه اين كار از نظر اسلام حرام است زيرا من در بين مردمى بزرگ شدهام كه شراب را حلال مىدانستند و من تا به امروز از حرمت آن خبردار نبودم ابو بكر به دست و پا افتاده و نمىدانست درباره او چگونه قضاوت كند . يكى از حاضران گفت : در اين مورد از على عليه السّلام سوال كنيد . ابو بكر كسى را فرستاد تا مسأله را از على عليه السّلام بپرسد . على عليه السّلام دستور فرمودند : به دو نفر مرد مسلمان مورد اطمينان اين شخص را بين مهاجرين و انصار ببرد و آنها را قسم بدهد كه آيا در ميان آنها كسى است كه آيه تحريم شراب را بر او تلاوت كرده باشد و يا اينكه به او گفته باشد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شراب را حرام كرده . سپس اگر دو نفر از مهاجرين يا انصار گواهى دادند كه آيه تحريم شراب يا حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به او گفتهاند در اين صورت حد الهى را بر او جارى كنيد و اگر كسى نبود كه گواهى دهد پس او را توبه دهيد و رهايش كنيد . ابو بكر طبق دستور على عليه السّلام عمل كرد . اما كسى از مهاجر و انصار پيدا نشدند كه گواهى دهند آيه تحريم را بر او تلاوت كرده باشند و كسى هم حكم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به او نگفته بوده .
سپس ابو بكر مرد شرابخوار را توبه داد و آزادش كرد و تسليم قضاوت الهى شد .