هستند كه هم از طرف پدر و هم از طرف مادر به هاشم بن عبد المناف جدّ اعلاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، منسوب مىباشند و ايشان با اين پيشينه همراه با تربيت در دامان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دو فضيلت را كسب كرده است .
هم او در ميان خاندان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب ايشان اولين كسى بود كه به خدا و رسولش ايمان آورد و نخستين فردى كه دعوت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله را لبيك گفت و پيوسته ياور دين خدا و مدافع اهل ايمان بود . با مشركين پيكار كرده و منحرفين و گردنكشان را از بين برد . همواره پرچم قرآن و سنّت را برافراشت و به عدل حكم نموده و دعوت به احسان مىكرد .
بعد از بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله 23 سال ، همراه آن بزرگوار بود كه 13 سال آن را قبل از هجرت به مدينه ، در مكّه سپرى كرد در حالى كه در همهء گرفتارىها و مشكلات آن حضرت شركت داشته و سختىها را بر خود هموار ساخت و 10 سال ديگر را بعد از هجرت ، در مدينه همراه آن حضرت بود . در آن ده سال با مشركين و كفار مبارزه مىنمود و در راه خدا ايشان را با جانبازىهاى خويش محافظت مىكرد و ايشان 33 سال بيشتر نداشت كه پيامبر ختمى مرتبت به جوار رحمت الهى رحلت فرمود .
ولى مردم در امر امامت آن بزرگوار در روز وفات نبى مكرّم اسلام اختلاف كردند و پراكنده شدند .
شيعيان آن حضرت يعنى همهء خاندان هاشم و سلمان ، عمّار ، ابوذر ، مقداد و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و ابو ايوب انصارى و جابر بن عبد اللّه انصارى و ابو سعيد خدرى و ديگر بزرگان مهاجرين و انصار معتقد بودند كه ايشان خليفه و امام بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىباشد . اين برترى به خاطر فضائل پسنديده و كمالات فراوان ايشان است ، مثل : تقدم ايشان بر مردم در ايمان به پيامبر و از نظر سرآمدىاش در علم به احكام بر همه و سبقت گرفتن به جهاد و پارسايى ، كسى با او همرديف نبود .
همچنين به دليل نسبتش با پيامبر كه هيچ كدام از وابستگان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مثل ايشان نزديك به حضرت نبودند . علاوه بر اين ، برترى ديگر تصريح خداوند متعال در قرآن كريم به ولايت و امامت ايشان است .
« إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ »
.
« همانا سرپرست شما خدا و پيامبرش و كسانى كه ايمان آوردند مىباشند . آن كسانى كه نماز مىخوانند و در حال ركوع زكات مىدهند . » « 1 »
و مىدانيم كه غير از حضرت ، احدى در حال ركوع زكات نداده است و همچنانكه در لغت ثابت شده است معناى ولى ، برتر و سزاوارتر است نه به معناى دوست كه برخى گمان كردهاند .
وقتى امير مؤمنان عليه السّلام به بيان قرآن از خود مردم نسبت به تصرّف در امور خودشان برتر و سزاوارتر است پس واضح و آشكار است كه فرمانبردارىاش واجب و لازم است . همچنان كه فرمانبردارى خداوند متعال و رسولش صلّى اللّه عليه و آله طبق آيه شريفه بر همگان واجب است .
هامش
( 1 ) - سوره مائده ، آيه 55 .