تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
با حلّه‌هايى كه از مردم نجران گرفته بودند از راه يمن به طرف مكه عزيمت كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم از مدينه به مكه نزديك شدند . حضرت على عليه السّلام براى اينكه زودتر به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برسد شخصى را به جاى خود قرار داد و به تنهايى به طرف مكه حركت كردند وقتى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مكه شدند ، حضرت على عليه السّلام ايشان را زيارت كرده و اموال ياد شده را به حضرت دادند سپس گزارش كارشان را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله عرض كردند و گفتند : براى اينكه زودتر شما را ملاقات كنم جلوتر از لشكر به سوى مكه حركت كردم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از ديدار او و اينكه كارش را به خوبى انجام داده خوشحال شدند و از على عليه السّلام پرسيدند چگونه احرام بستى ؟ على عليه السّلام عرض كرد شما كه طريقه احرام بستن را در نامه به من ننوشته بوديد و من هم كه نمىدانستم ، پس در نيت خود شما را در نظر گرفته و گفتم پروردگارا من همان جور كه پيامبرت صلّى اللّه عليه و آله احرام بسته محرم مىشوم و من اكنون 34 شتر به عنوان قربانى همراه دارم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تعجب كرده و فرمودند من 66 شتر به طرف مكه آوردم و تو در حج و مناسك و قربانى با من شريك هستى هم اكنون بلند شو و با لباس احرام به طرف لشكر خود برو و آنها را با عجله به طرف من حركت بده تا در مكه در كنار هم جمع شويم ان شاء اللّه . . . پس حضرت على عليه السّلام خداحافظى كرده و به طرف لشكر خود حركت كرده فاصله زيادى از مكه دور نشده بود كه آنان را ملاقات نمود وقتى به لشكر رسيد ديد افراد لشكر حله‌ها را پوشيده‌اند على از اين كار ناراحت شده و به جانشين خود گفت : به چه دليلى به آنها اجازه دادى كه از حله‌ها پيش از آنكه به دست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برسد استفاده كنند و من هم به تو چنين اجازه‌اى نداده بودم ، جانشين حضرت عرض كرد : بله حرف شما كاملا درست است لكن افراد سپاه از من تقاضا كردند تا به آن حله‌ها احرام ببندند و بعدا بدون عيب و نقص به من برگردانند على عليه السّلام بر خلاف انتظار لشكر حله‌ها را از آنان گرفت و در چند بار بسته‌بندى كرد . اين كار على عليه السّلام بر آنها سخت آمد و هنگامى كه وارد مكه شدند تا توانستند پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از على عليه السّلام شكايت كردند بالاخره كار به جايى رسيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمودند به لشكريان اعلام كنند كه بيش از اين از على عليه السّلام شكايت نكنيد كه او در راه خدا بسيار سخت‌كوش و دقيق است و مماشاة و نرمى نمىكند . با اين سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مردم دست از شكايت برداشتند و دانستند كه على عليه السّلام جايگاه بالايى در پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله دارد و كسى كه از او عيب‌جويى كند مغضوب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىشود . على عليه السّلام فقط به خاطر پيروى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به احرام خود باقى ماند ، در آن روز عدهء زيادى بدون قربانى همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به حج آمده بودند . خداى متعال آيه حج و عمره را براى رضاى خداوند به پايان آوريد « 1 » را نازل فرمودند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اعلام كردند : عمره تا روز قيامت داخل مناسك حج است سپس انگشتان دو دست خود را در ميان يكديگر قرار دادند و سپس فرمودند : اگر از پايان كار خود باخبر بود كه به حج تمتع
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 196 .