ام هانى مىگويد : نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفتم ، ايشان در خيمه خود مشغول غسل بودند و فاطمه عليها السّلام مواظب بودند كسى مزاحم ايشان نشود ، وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صداى مرا شنيد به من خوش آمد گفت ، به ايشان عرض كردم : پدر و مادرم فدايت ، آمدهام تا شكايت آنچه امروز از على بن ابيطالب عليه السّلام ديدهام را به شما بنمايم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هركس را پناه دادى من هم پناه دادم .
حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود : اى ام هانى فقط آمدهاى تا شكايت رعب و وحشتى كه على در دل دشمنان خدا و رسولش انداخته است را بنمايى ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز فرمود : خداوند سعى و تلاش على عليه السّلام را سپاس گفته و قدردانى مىكند ، من هركس را پناه دادى پناه دادم اى ام هانى چرا كه تو منسوب به على و خواهر او هستى .
زمانيكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مسجد الحرام شد ، در آن سيصد و شصت بت موجود بود كه بعضى از آنها با قلع و سرب بهم بسته شده بودند ، حضرت عليه السّلام به امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : مشتى ريگ به من بده ، حضرت امير عليه السّلام مشتى ريگ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دادند و ايشان آنها را به طرف بتها پرتاب كرد و مىفرمود : حق آمد و باطل نابود شد ، همانا باطل نابود شدنى است ، و در نتيجه هيچ بتى باقى نماند مگر آنكه به رو به زمين سقوط كرد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور دادند تا آنها را بيرون برده و شكسته و نابود كنند .
فصل سى و ششم [ : خدمات امير مؤمنان ( ع ) دليل برجستگى حضرت ]
آنچه از فداكاريها و خدمات امير مؤمنان عليه السّلام - از جمله به هلاكت رساندن دشمنان خدا در مكّه و ايجاد رعب و وحشت در دل آنها و يارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در تطهير مسجد الحرام از بتها و استوارى ايشان در راه خدا ، حتى قطع روابط فاميلى در راه اطاعت الهى - در صفحات گذشته آمد بهترين دليل بر آنست كه فضائل و برجستگىهاى ايشان اختصاص به حضرت داشته و دست نيافتنى است و احدى ياراى مقابله در اين خصوصيات را ندارد .
فصل سى و هفتم [ : جبران آثار فساد خالد بن وليد ]
پس از فتح مكه ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خالد بن وليد را به سوى طائفه بنى جذيمه بن عامر كه در غميصا ساكن بودند فرستاد تا آنها را به يكتاپرستى دعوت نمايد دليل اين انتصاب تنها اين بود كه بين خالد و اين طائفه ماجرايى اتفاق افتاده بود ، چرا كه آنان در جاهليت زنانى از بنى مغيره را اسير كرده و فاكه بن مغيره عموى خالد و عوف عموى عبد الرحمن بن عوف را كشته بودند ، به همين خاطر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به اين مأموريت اعزام كرد و همراه او عبد الرحمن بن عوف را نيز فرستاد ، غير از اين ماجرا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله صلاحيتى براى حكمرانى بر مسلمين در او نمىديد با اين دليل كه خالد در مأموريت گذشته خود همچنانكه آمد با پيمان الهى و پيمان رسولش مخالفت كرد و به سنت و روش جاهلى حكم اسلام را پشت سر انداخت لذا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اعمال زشت او برائت جست و امير مؤمنان عليه السّلام را مأمور جبران كارهاى بد او گردانيد ، شرح ماجرا قبلا گفته شد كه از تكرار آن صرفنظر مىكنيم .