آ : او يك پول سياه 5 هم ندارد ، خوب مىدانم ،
شايد تنها يك تكه پارچهء رنگين و عالى با نقشهاى ايرانى ،
و نيز يك عقاب 6 شوم كار ايران
ب : گمشو ، و گرنه مىخورى !
آ : و يك كندى ، يك قمقمه و آبخورى كوچك .
نيكماخ
( Nikomachos )
7 در كتاب يكم اثر خود دربارهء جشن مصريان مىنويسد : « كندى داراى اصل ايرانى است ، ولى آغاز را . چون هرميپ
( Hermippos )
8 ستارهشناس مىنويسد : مانند كيهان كه از آن نشانههاى شگفت و آفرين خدايان در زمين پديدار شدند . . . [ به همينگونه در اصل ] 9 از اينرو با كندى نوشيدنىهاى نذرى پيشكش مىكردند . . . » ( يازدهم 55 ، ص 40 ) .
[ 42 - گزارش در بارهء لابرونيا گونهاى از جامهاى ايرانى ]
42 - لابرونيا
( Labronia )
گونهاى جامهاى ايرانى هستند كه نام خود را از
labrotes
به معنى « آز » گرفتهاند . اين جامها پهن و پرگنجايش ساخته شدهاند و دستهء بزرگى هم دارند . مناندر
( Menandros )
1 در قطعهء « ماهيگير » چنين سروده است :
ما پرخواستهايم و آن هم نه تنها به سبب داشتن مردمان ، بلكه :
زيورهاى زر از كيندا 2 ،
در خانهها جامههاى ايرانى و پتوهاى ارغوانى ،
بشقابهايى از فلزكار شده ،
ماسكها به گونهء نگارههاى برجسته همچون آفريدههاى افسانهاى ،
و لابرونيا .
و همو در قطعهء « خواهر و برادر دلباخته » مىگويد :
در آنجا جامهاى گوهرنشان ، لابرونيا ،