تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
مىنويسد : « تنها در يكى از جشنهاى ايرانيان ، يعنى جشن ميترا ، پادشاه مست مىكند و رقص ايرانى مىكند ( 3 ) ، ولى در سراسر آسياى كوچك هيچكس در آن روز نمىرقصد . ايرانيان رقص را مانند اسب‌سوارى مىآموزند و معتقدند كه اين جنبش تمرين خوبى براى پرورش تن است . » ( دهم 45 ، ص 272 ) .

[ 35 - گزارش پزايدن در بارهء آنتيوخس ]

35 - چنان كه پزايدن
( Poseidonios )
1 در كتاب شانزدهم تاريخ مىنويسد : پس از آنكه آنتيوخس
( Antiochos )
كه ميل بسيار به باده‌خوارى داشت ، در لشكركشى به ماد كشته شد ، 2 اشك هنگام خاكسپارى او گفت : « اى آنتيوخس ، تو را گستاخى و مستى از پاى درآوردند . زيرا تو اميد بسته بودى كه پادشاهى مرا در جام بزرگى بالا بكشى » ( دهم 53 ، ص 280 ) .

[ 36 - گزارش كتزياس در بارهء عدم ستايش پادشاه ]

36 - كتزياس مىنويسد : « در ميان ايرانيان رسم است كه اگر كسى ستايش پادشاه را به خوبى بجاى نياورد ، هنگام خوان براى او آلات خوان سفالين مىگذارند . » 1 ( يازدهم 11 ، ص 10 ) .

[ 37 - گزارش گزنفون در بارهء جام‌هاى ايرانيان ]

37 - مردمانى هستند كه به دارايى خود چندان نمىنازند كه به‌شمار بزرگ جام‌هاى زر و سيم خود . . . گزنفون در كتاب هشتم پرورش كوروش مىنويسد : « ايرانيان به داشتن جام‌هاى بسيار بر خود مىبالند و حتى اگر مجموعهء جام‌هاى آنها از راه كج فراهم آمده باشد ، شرمى از آن ندارند . زيرا در ميان آنها نادرستى و آزمندى روزبه‌روز بيشتر و گسترده‌تر شده است . » 1 ( يازدهم 14 ، ص 12 ) .

[ 38 - گزارش در بارهء غنيمت جامها ]

38 - پارمنيون
( Parmenion )
1 در « نامه به اسكندر » در سياههء غنيمت‌هايى