شنيده بود كه اين روش ايرانيانى است كه در دربار شاه ايران بهسر مىبرند . او گمان مىكرد با اين كارها مال بيشترى از پادشاه خواهد گرفت ، چه او مردى سخت آزمند و بندهء زر بود و در اين منش تا آنجا كه من مىدانم مانند نداشت . » . . .
نيكلا
( Niklolaos )
6 در صد و چهاردهمين كتاب اثر خود گزارش مىكند كه آندرماخ
( Andromachos )
چاپلوس كراسوس 7 بود كه به جنگ پارتىها لشكر كشيد . آندرماخ كه از اعتماد كراسوس برخوردار بود ، سرانجام به او خيانت كرد و او را به دست پارتىها به كشتن داد . . . ورزشكاران ماراتن آن كس را كه خود را در پيش شاه ايران بر زمين افكنده بود كشتند 8 و بسيارى از ايرانيان را سر از تن درو كردند ( ششم 58 ، 60 ، 61 ، 64 ، ص 489 - 493 ) .
[ 27 - گزارش نيكلا دمشقى ]
27 - نيكلا دمشقى 1 در كتاب صد و چهارم تاريخ خود مىنويسد : « در زمان جنگهاى مهرداد 2 در آپاميا در فريگيه
( Phrygi )
3 بومهنى روى داد كه در اثر آن در آنجا آبگير و تالاب و رودخانه پديد آمد . برخى از آنها سپستر دوباره ناپديد شدند ، ولى در آن زمان با آنكه آن جايگاه از دريا دور بود ، پر از آب تيره و گنديده شد و زمينهاى پيرامون آن از صدف و ماهى و ديگر دريازىها پر شده بود ( هشتم 6 ، ص 103 - 104 ) .
[ 28 - گزارش در بارهء پيام رمزى پاتركل سردار بطلميوس ]
28 - پاتركل
( Patroklos )
سردار بطلميوس به آنتيگن
( Antigonos )
پيامى به رمز فرستاد و آن عبارت بود از يك پرنده ، يك تير و يك قورباغه 1 ، مانند پيام رمزى اسكيتها 2 به داريوش كه هرودت گزارش كرده است 3 ( هشتم 9 ، ص 105 ) .
[ 29 - گزارش خارن در بارهء شكست ايرانيان ]
29 - خارن
( Charon )
1 از مردم لامپساك
( Lampsakos )
در اثر خود پرسيكا