تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
دربارهء ماردنيوس
( Mardonios )
و شكست ايرانيان در آثس
( Athos )
2 مىنويسد : « در آن زمان براى نخستين بار به يونان كبوتران سفيد آمدند كه پيش از آن هيچكس نديده بود » ( نهم 51 ، ص 204 ) .

[ 30 - گزارش در بارهء آستياناكس ]

30 - آستياناكس
( Astyanax )
از مردم ميلته
( Miletos )
1 كه در بازىهاى المپيك سه بار قهرمان كشتى و مشت‌زنى شده بود ، يك بار كه آريوبارزان
( Ariobarzanes )
از مردم پارس او را به مهمانى خوانده بود ، ادعا كرده بود كه مىتواند خوراكى را كه آن روز براى همهء مهمانان آماده شده بود به تنهايى بخورد و در واقع نيز خوراكى را كه براى نه تن آماده كرده بودند به تنهايى فرو داد . سپس آريوبارزان از او خواسته بود كه زور خود را هم نشان بدهد و او تزئين آهنين نيمكت را كنده و خمانيده بود . هنگامى كه اين مرد مرد ، استخوان‌هاى او حتى در دو كوزه جا نمىگرفت ( دهم 4 ، ص 234 - 235 ) .

[ 31 - گزارش ثراسيماخ ]

31 - ثراسيماخ
( Thrasymachos )
1 از مردم خالكدن
( Chalkedon )
در يكى از پيشگفتارهاى خود مىنويسد : تيمكرئون
( Timokreon )
نزد شاه بزرگ رفته بود و در آنجا از او پذيرايى كرده بودند و او بسيار خورده بود . هنگاميكه پادشاه از او پرسيده بود كه اكنون در انديشهء چه كارىست ، پاسخ داده بود كه او مىتواند به تنهايى بسيارى از ايرانيان را به زانو درآورد . روز ديگر ، يك‌تنه با چند تن ايرانى با هم ، زورآزمايى كرده بود و او پيروز شده بود . سپس تيمكرئون شروع كرده بود با هوا مشت‌زنى كردن ، و چون معنى اين كار را از او پرسيده بودند ، گفته بود : من هنوز ضربه‌هاى بسيارى دارم ، براى مبادا كه باز كسى بخواهد با من زورآزمايى كند . كلئارخ
( Klearchos )
2 در كتاب پنجم اثر خود زندگىنامه‌ها مىنويسد : يك
ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 29 | آثنايوس نوكراتيسى / خالقى مطلق