هوشيارى تصميمى بگيرند ، آن را در مستى نيز دوباره بررسى مىكنند » 2 گزنفون 3 در اثر خود آگسيلاوس
( Agesilaos )
دربارهء تجملپرستى شاهان ايران مىنويسد :
« بخاطر شاه ايران كسانى به هر سرزمينى سفر مىكنند تا ببينند از آشاميدنىها چه چيزى مىتوان يافت كه پادشاه آن را با ميل بنوشد . و يا بسيار كسان با خود مىانديشند كه چه خوراكى كشف كنند تا شايد مزهء آن به پسند پادشاه باشد ، و يا چه راهها و كارهايى بيابند تا پادشاه شب زودتر به خواب رود » 4 . ثئوفراست 5 در اثر خود دربارهء پادشاهى مىنويسد : شاهان ايرانى از بس دلبستگى كه به تجمل داشتند به هركس كه چيز لذتبخش تازهاى ميافت ، پول فراوانى پاداش مىدادند .
ثئوپمپم
( Theopompom )
6 در كتاب پنجم اثر خود تاريخ مىنويسد : در خوان شاه پافلاگن
( Paphlagon )
7 صدگونه خوراك مىنهادند ، از گوشت گاو و تا هر چيز ديگر . حتى هنگاميكه در ايران به زندان افتاد ، همان خوراك را در زندان به دو مىدادند و در آنجا نيز زندگى را در عيشونوش و ريختوپاش مىگذرانيد .
هنگاميكه اين موضوع به گوش اردشير 8 رسيد ، گفته بود كه اين مرد چنان زندگى مىكند كه گويى بهزودى خواهد مرد . همين نويسنده در كتاب چهارم اثر خود فليپيكا مىنويسد : « اگر شاه بزرگ از كسى كه در قلمرو او زندگى مىكند ديدن كند ، پذيرايى از او بيست و گاه سى تالان هزينه مىبرد و گاه از اين هم بيشتر هزينه مىكنند . زيرا از قديم در هر شهرى بستگى به بزرگى آن هزينهء پذيرايى از شاه را نيز مانند قانون پرداخت خراج به عهده داشتند » هراكلايد
( Herakleides )
از مردم كيمه
( Kyme )
9 در كتاب دوم اثر خود تاريخ ايران مىنويسد : « خدمتكاران دربار شاه ايران هنگام خوراك پادشاه همه گرمابه كرده و جامهء زيبا بر تن ، نيمى از روز را صرف آماده كردن خوراك پادشاه مىكنند . كسانى كه همزمان با پادشاه خوراك مىخورند ، برخى خوراك خود را در بيرون كاخ مىخورند ، چنان كه هركسى