كسى هستيم كه ترا دشمن دارد ؛ اين گفته بدان معناست كه آنها آماده بودند تا حكم على ( ع ) را در كارهاى مهم بهطور مطلق بپذيرند . » « 1 »
چنين پيداست كه استاد و ات در نظريه خود به نصى تكيه نموده است كه طبرى نقل كرده ، طبرى مىگويد : « هنگامى كه على ( ع ) به كوفه وارد شد و خوارج از او دورى گزيدند و شيعيان در پيروى او ثابت ماندند ، شيعيان گفتند ، بر گردن ما بيعت دومى است ؛ ما دوست كسانى هستيم كه شما آنها را دوست دارى و دشمن كسانى هستيم كه شما آنان را دشمن دارى » « 2 » .
با توجه به آنچه قبلا راجع به آغاز ظهور تشيع بيان كرديم و نيز به زودى در صفحات آينده بيان خواهيم كرد ، نظريه و ات خالى از ضعف نيست . پس ازآنكه برخى از نظريات را در مورد آغاز پيدايش شيعهء على ( ع ) ، بيان كردم ؛ مايلم اشاره كنم كه « شيعهء على ( ع ) » واژهاى است كه پيچيدگى و غموض آن را احاطه كرده به گونهاى كه معناى رايج و معمولش از آن فهميده نشده ، مگر بعد از اينكه زمانى طولانى بر تاريخ استعمال آن گذشته است . به اينجهت بيشتر تاريخهايى كه نويسندگان مذكور ، آن را برگزيدهاند ، داراى نوعى پيچيدگى مىباشد و اين ازآنجا ناشى مىشود كه آنها به خوبى فرق نگذاشتند ، بين ظهور تشيع علوى به معناى خاص آن - من آن را تشيع عقيدتى ( معنوى ) ناميدم - كه شامل اقرار به امامت حضرت على ( ع ) است و اينكه امامت آن حضرت برطبق وصيت رسول اكرم ( ص ) و ارادهء الهى است - و بين تشيع علوى به معنى عام آنكه عبارت از اقرار به حقانيت آن حضرت براى خلافت و تلاش جهت برگرداندن اين حق ، بدون هيچگونه التزام كلى نسبت به مسئلهء وجود نص بر امامت آن حضرت مىباشد ، فرقى نگذاشتند « 3 » .
هامش
( 1 ) -Watt , W . M . , Islam and th integration of society london . 1961 , P . 104 .( 2 ) - تاريخ الرسل و الملوك ، 4 : 46 .
( 3 ) - آية الله صدر در مقدمهء خود بر اين نظريه ( تقسيم تشيع به تشيع سياسى و روحى و جدا كردن آن دو ) از يكديگر اشكال كردند - م .