آنجا منزلهاى پيامبران و جانشينان آنها و بندگان صالح است » « 1 » .
از حديث فوق به دست مىآيد كه حضرت قائم يعنى مهدى ( ع ) از منطقهء كوفه خارج مىشود . آقاى حسين براقى نجفى مقدار زيادى از احاديث و سخنانى را كه از ائمه و غير آنها از شيعيان در فضيلت كوفه وارد شده است ، در كتابى به نام تاريخ الكوفة « 2 » جمعآورى كرده است .
ما سخن خود را در مورد كوفه با بيان نظريات و انتقادات زير به پايان مىبريم :
1 - مردم كوفه در عقايد سياسى مايل بودند كه ملتزم به جهات و حقوق شرعى باشند ؛ به اين معنا كه شايستگى و كمال شرعى را در حاكمان خود شرط مىدانستند . در نتيجه عقيده به نص و تعيين ، راجع به امامت امامان شيعه در كوفه بسيار مورد پذيرش مردم قرار گرفت . امام باقر ( ع ) و صادق ( ع ) كه از ائمهء پيشينيان شيعهء اماميه بودند ، تلاش زيادى در منصوص بودن امام ( اثبات امامت از طريق نص پيغمبر و تصريح امام قبل از هر امامى ) و انتشار اين عقيده در بين عموم پيشينيان اماميه و به ويژه اهل كوفه نمودند .
موفقيت اين دو امام در تثبيت عقيده به منصوص بودن امام ، اثر زيادى در انتشار عقيدهء شيعه در بين پيروان آن داشت ، زيرا قائل به نص بودن - هر دو نوع آن : نص جلى و خفى - اساس وجود مكتب تشيع اماميه را تشكيل مىدهد . نويسندگان شيعه ، نياكان و پيشينيان اماميه را چنين معرفى كردهاند كه آنان نسبت به وصيت [ درباره امامت ] متعهد بودند و در مسير شيعيان نخستين حركت مىكردند و مقصودشان از اين جمله آن بود كه آنها ( نياكان اماميه ) معتقد بودند : امامت و خلافت على ( ع ) براساس نص و تصريح پيامبر ( ص ) بوده است و على ( ع ) نيز بر امامت امام بعد از خود تصريح كرد و به همين روش امام قبلى ، امام بعد از خود را تعيين مىكرد تا پايان ائمه دوازدهگانهء معصومين كه پس از على ( ع ) ساير امامان از فرزندان آن حضرت كه از حضرت زهرا ( ع ) بودند و به امام زمان ( ع ) منتهى مىشوند .
هامش
( 1 ) - ايضا ، ص 30 .
( 2 ) - كتاب مذكور در نجف اشرف و در سال 1960 به چاپ رسيده است .