اگرچه مردم كوفه در ابتدا و هنگام زنده بودن ائمه از يارى آنها بهطور عملى و با اسلحه خوددارى كردند ، ولى در زمانهاى بعد از دوستداران ائمه و افراد پاك و بىآلايشى درآمدند كه از مكتب « جعفرى » پيروى مىكردند و بعدها به نام اماميه معروف شدند . بذر عقيدهء مذكور در بين مردم كوفه ريشه دواند و در نسلهاى بعدى آنها ، ثمرهء آن ظاهر شد و اين در اثر تلاشهاى مشتركى بود كه امامان معصوم و نيز دانشمندان پيشين شيعه مبذول داشتند و پس از سپرى شدن زمان ائمه ، علماى شيعه اين مسير را ادامه دادند .
كوفيانى كه از پيشينيان اماميه بودند ، درجهت برگرداندن حق خاندان پيامبر ، يعنى رهبرى جامعه ، بهجز در زمان على ( ع ) در كمتر زمانى حاضر شدند ، تحت پرچم آنها با دشمنانشان بجنگند و جان خود را فدا كنند ، بلكه اين وظيفهء مهم را به شيعيان زيديه و ساير فرقههاى شيعه واگذار كردند . البته اين مطلب به دلايلى برمىگردد كه ما آنها را در متن كتاب برشمرديم و نياز به تكرار نيست .
اكنون به نقل آن دسته از احاديث و سخنانى كه در فضيلت كوفه و چگونگى ارتباط مردم آن با تشيع كه بعدها به عنوان شيعيان اماميه معروف گشتند ، وارد شده است ، مىپردازيم :
ابن عباس روايت كرده است كه پيغمبر خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : « يا على ( ع ) ! خداوند محبت ما اهلبيت را بر آسمانها عرضه كرد ، نخستين آسمانى كه آن را پذيرفت ، آسمان هفتم بود ، پس خداوند آن را با عرش و كرسى آراست . . . پس از آن آسمان دنيا پذيرفت و آن را با ستارگان آراست ، بعد سرزمين حجاز پذيرفت و به واسطهء وجود خانهء كعبه آن را بزرگى داد ، بعد سرزمين شام پذيرفت و آن را به وسيلهء بيت المقدس گرامى داشت ، بعد زمين مدينه پذيرفت و خدا آن را به وسيلهء قبر من برترى داد ، بعد زمين كوفه [ نجف ] پذيرفت ، پس آن را به واسطهء قبر تو گرامى داشت . . . » « 1 » .
از اين حديث به دست مىآيد كه كوفه ، چون محبت خاندان پيامبر ( ص ) را پذيرفته
هامش
( 1 ) - ابن طاوس ، عبد الكريم ، فرحة الغرى ، نجف 1368 ، ص 27 .