اين مورد اظهار نظر كردهاند كه آيا عقيده به رجعت انديشهاى اسلامى است يا اينكه از اديان ديگر به اسلام وارد شده است .
ما در اين بحث به بيان معناى رجعت در نزد اماميه اكتفاء مىكنيم و نظريات ديگران را در حاشيهء كتاب بيان مىكنيم تا خواننده محترم بتواند به آسانى به مقايسهء نظريات اماميه با ديگران و به خصوص غلات بپردازد . چهبسا - چنانكه خواهيم ديد - فرق اصل اماميه با غلات در اين باشد كه معناى رجعت در نزد اماميه نوعى از معاد جسمانى به حساب مىآيد ، ولى در نزد ديگران به تناسخ نزديكتر است تا معاد جسمانى و روشن است كه معاد جسمانى عقيدهاى است اسلامى ، درحالىكه اعتقاد به تناسخ انديشهاى غير اسلامى است .
اماميه معتقدند كه رجعت و بازگشت بعد از مرگ ، پس از ظهور امام زمان ، يكى از ضروريات مذهب آنهاست و دراينباره به كتاب و سنت استناد مىكنند . به عنوان نمونه در قرآن آمده است :
قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ »
« 1 » : پروردگار ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى تا ما به گناهان خويش اعتراف كرديم ، آيا اينك براى ما راهى هست كه ( از اين عذاب ) بيرون آييم ؟ شيخ طوسى در ضمن تفسير آيهء فوق گفته است : برخى براى اثبات درست بودن رجعت به اين آيه
هامش
- نجاتبخش عالم خواهند بود .
دكتر شيبى ( الصلة بين التصوف و التشيع ، ج 1 ، ص 115 - 7 ) رجعت را ازاينجهت كه عقيدهء عموم شيعه است ، مورد بررسى قرار داده و بيان كرده است : پس ازآنكه محمد حنفيه رحلت كرد ، گفته شد كه او رجعت مىكند ، چنانكه در زمان زندگىاش مهدى بودن به او نسبت داده شد . شيبى معتقد است : برخى از فرقههاى غلات نيز قائل به رجعت مىباشند . كيسانيه دراينمورد به بزرگان و ياران خود اكتفاء نكردند ، بلكه قائل به رجعت على بن ابى طالب ( ع ) نيز شدند و گفتند : وى ( پس از رجعت ) معاويه بن ابى سفيان و خاندان ابى سفيان را مىكشد ، دمشق را ويران و بصره را غرق مىكند . ابن جوزى ( تلبيس ابليس ، ص 22 ) واژهء رجعيه را نام گروهى از غلات اخير دانسته و معتقد است . آنها گمان مىكردند ، على ( ع ) و اصحابش به دنيا رجعت مىكنند و از دشمنانشان انتقام مىگيرند .
( 1 ) - سوره غافر ، 40 - 11 .