استدلال كردهاند و گفتهاند : مرگ دوم بعد از رجعت است و زنده شدن دوم در روز قيامت است . « 1 » از تفسير شيخ طوسى راجع به آيهء فوق چنين به دست مىآيد كه خداوند به سبب مصلحتى كه در نظر گرفته ، برخى از مردم را با قدرت خود زنده مىكند و ارواحشان را به همان بدنهاى نخستينشان برمىگرداند . آنها در اين حال در قيامت صغرى هستند و پس از تحقق يافتن هدف دينى كه خداوند به سبب آن ، آنها را زنده كرده بود ، دو مرتبه به وسيله قدرت لايزال خود ، آنها را مىميراند و بعد در روز قيامت كبرى مانند ساير مردم آنها را زنده مىگرداند . از اينكه ارواح به همان بدنهاى نخستين خود برمىگردند ، قهرا نوعى معاد جسمانى حاصل مىشود كه اسلام هم آن را جايز شمرده است .
بنابراين شيعهء اماميه رجعت را به گونهاى كه در فوق اشاره شد ، تفسير مىكند .
درحالىكه چنانكه شيعه معتقد است : رجعت در نظر غلات نوعى تناسخ است و آن مخالف اسلام است ؛ زيرا چنين عقيدهاى از جهتى با معاد جسمانى منافات دارد و از جهت ديگر برطبق آن ارواح به جسمهاى نخستين خود برنمىگردند ، بلكه ( به نسبت اعمالشان ) به جسدهاى ديگرى برمىگردند و اين [ اعتقاد به تناسخ ] مخالف اسلام است .
امام صادق ( ع ) عقيدهء خود را در مورد غلات و تناسخ بيان داشته و پيروان عقيدهء تناسخ را چنين توصيف كرده است كه : « آنها راه و روش دين را پشت سر نهادند و راه انحراف و گمراهى را براى خويش زينت دادند . . . در نظر آنها قيامت به معناى بيرون آمدن روح از قالب خود ( بدن ) و وارد شدن به قالب ديگرى است . چنانچه در قالب اول نيكوكار بوده به بدنى وارد مىشود كه در بالاترين درجه دنيايى قرار داشته و از بدن اول نيكوتر باشد ، اما اگر گناهكار باشد يا شناخت نداشته باشد ، به بدن برخى از حيوانات و چهارپايانى وارد مىشود كه در دنيا در زحمت و رنج به سر مىبرند و يا به صورت
هامش
( 1 ) - تبيان ، ج 9 ، نجف 1962 ، ص 60 .