تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
خداوندا گناه او را نيامرز . خداوند متعال به حكم فرموده : اين ( قرآن ) مايه يادآورى براى تو و قوم تو ( خاندان پيغمبر ) است و اگر حكم به سمت راست و چپ [ و به هركجا ] برود ، به خدا سوگند ! علم را به‌جز در نزد خاندان پيغمبر كه جبرئيل بر آن‌ها نازل شده ، نمىيابد « 1 » . در اينجا مايلم اشاره كنم ، علىرغم اينكه شيعيان ( اماميه ) تأكيد بر ضرورت روايت كردن از معصومين دارند ، از صحابه و كسان ديگرى كه مورد اعتمادشان بوده‌اند ، نيز روايت مىكرده‌اند ؛ چنان‌كه شيخ مفيد حديثى را روايت كرده است كه سند آن به عمر بن الحمق خزاعى « 2 » مىرسد . همچنين صدوق نيز حديثى را نقل كرده كه سند آن به جابر بن عبد الله انصارى « 3 » مىرسد . كلينى نيز حديثى را از سليم بن قيس هلالى نقل كرده كه وى گفت : به على ( ع ) عرض كردم : من راجع به تفسير قرآن از سلمان و مقداد و ابو ذر مطلبى شنيدم . . . و نيز دربارهء احاديث پيغمبر از آن‌ها مطالبى شنيدم كه با آنچه مردم مىگفتند ، فرق داشت ، بعد از شما شنيدم كه گفته‌هاى آن‌ها ( سلمان و . . . ) را تصديق مىكنيد . . . » « 4 » . از روايت فوق به دست مىآيد كه حضرت على ( ع ) روايت كردن برخى از صحابه به طور مستقيم از پيغمبر ( ص ) را تأييد كرده و نيز به صحت احاديث آن‌ها اعتراف كرده ، بااينكه سند آن‌ها از ائمهء معصومين خالى است . همچنين اماميه گاهى از عايشه و غير او كه از شيعيان نيستند ، روايت كرده‌اند ؛ چنان‌كه شيخ صدوق از عايشه روايت كرده است « 5 » و شيخ طوسى حديثى را روايت كرده است كه سند آن را به انس بن مالك مىرساند « 6 » .
هامش
( 1 ) - كشى ، رجال ، ص 183 . ( 2 ) - اختصاص ، ص 15 . ( 3 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، نجف 1957 ، ص 151 . ( 4 ) - كافى ، ج 1 ، ص 62 . ( 5 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 30 . ( 6 ) - الخلاف ، ج 3 ، قم ، ص 94 .