شيعه دراينمورد به حساب مىآيد . چنين برمىآيد كه شكوفايى اعتقاد به عصمت و تكامل آن در نزد اماميه به ما امكان مىدهد تا دلايل فراوانى را از قرآن و سنت و علم كلام در واجب بودن عصمت ، ارائه دهيم . علامه حلى اين دلايل را در كتاب خود به نام الالفين الفارق بين الحق و النبى « 1 » بيان كرده است .
ما در اينجا ابتدا به تعريف عصمت پرداخته و سپس به بيان برخى از دلايلى مىپردازيم كه حلى براى اثبات عصمت بيان كرده است . وى در تعريف عصمت گفته است : عصمت چيزى است كه با بودن آن مكلف ، در عين حال كه قدرت بر انجام معصيت دارد ، از ارتكاب آن خوددارى مىكند و با نبودن آن از معصيت دورى نمىكند « 2 » . برخى از دلايلى را كه براى اثبات عصمت بيان كرده است ، عبارتند از :
1 - چون انتصاب امام از طرف خداست ، صدور معصيت و گناه از او محال است ، زيرا اگر از امام گناه صادر شود ، در همهء احكامى كه خداوند به آن دستور داده ، احتمال خطا مىرود و اين خود موجب مفسدهء بزرگى مىشود « 3 » .
2 - وجود صفت نقص در يك فرد موجب مىشود كه وى براى رفع آن نقص و رسيدن به كمال به فرد ديگرى كه فاقد آن است ، نياز داشته باشد ؛ زيرا از فردى كه خود آلوده به گناه است ، نمىتوان براى دورى از گناه استمداد كرد . بنابراين بايد آن فرد معصوم باشد [ تا بتوان براى دورى از معصيت از او كمك گرفت ] .
3 - خداوند مردم را به اطاعت از خود و پيامبرش و اولى الامر فرمان داده است و هر كسى را كه خدا امر به اطاعت و پيروى از او كرده ، معصوم است . زيرا محال است بهطور مطلق اطاعت غير معصوم واجب شده باشد ، به دليل اينكه عقل چنين چيزى را قبيح
هامش
( 1 ) - كتاب مذكور تحت عنوان الالفين فى امامة امير المؤمنين على بن ابى طالب در نجف اشرف در سال 1379 به چاپ رسيده است و چنين برمىآيد كه مؤلفش موفق به تمام كردن آن نشده باشد . در آخر نسخه چاپى كه مورد اعتماد ما مىباشد ، چنين آمده است : اين آخرين چيزى بود كه خواستيم راجع به دلايلى كه دلالت بر لزوم عصمت امام دارد و 1083 دليل مىباشد ، بيان مىكنيم .
( 2 ) - حلى ، حسن بن يوسف ، الالفين ، نجف 1372 ، ص 50 .
( 3 ) - ايضا ، ص 55 .