مىباشد . . . » « 1 » .
ما بحث غلو و غلات را با نظريات و نكات زير پايان مىدهيم :
1 - در نظر اكثريت قريب به اتفاق مسلمانان حضرت على ( ع ) و خاندانش به عنوان مركزى همواره با نظر محبتآميز نگريسته مىشدند . بنابراين جاى شگفتى نيست كه غلو در آغاز پيدايش خود بيشتر متوجه اين خاندان شود و پيدايش آنهم در كوفه و اطراف آنكه محيطى شيعهنشين بود ، باشد . هر قدر كه دشمنان على ( ع ) از ميان مسلمانها سعى كردند ، مقام آن حضرت را پايين آورده و آن را بد جلوه دهند و در اين جهت احاديث و اخبارى در مذمت آن حضرت جعل كنند ، از آن طرف هم عدهاى مقام آن حضرت را بالا بردند و برخى از مسلمانها را به گمراهى كشاندند و بدون اطلاع يا رضايت آن حضرت ، او و خاندانش را از مرتبه بشريت تا مقام ربوبيت ( خدايى ) رساندند . شيخ مفيد روايت كرده است كه شعبى مىگفت : ( بسيار ) مىشنيدم كه خطباى بنى اميه روى منبرها امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) را دشنام مىدهند ، ولى با وجود اين ، اين عمل آنها چنان بود كه گويا بازوهاى او را گرفته به آسمان بلندش مىكردند و مىشنيدم كه اين خطبا در بالاى همان منبرها گذشتگان ( آباء و اجداد ) خود را ستايش مىكنند ، ولى گويا پرده ازروى مردارى برمىدارند ( كه هرچه آنها را مىستودند ، بوى تعفن آنان بيشتر مىشد ) . روزى وليد بن عبد الملك به فرزندش گفت : « بر تو باد به پيروى از دين . من نديدم دين ، پايهء چيزى را بگذارد و دنيا ( بتواند ) آن را فروريزد ، ولى بسيار ديدم ، دنيا پايهها و بناهايى ساخت و دين همهء آنها را فروريخت . ( به عنوان نمونه ) من هميشه مىشنيدم پيروان و طرفداران ما على بن ابى طالب ( ع ) را دشنام مىدادند و فضائل او را پنهان مىكردند و مردم را بر كينهتوزى و دشمنى با او وادار مىكردند ، اما همهء اينها جز نزديك كردن او به دلها كارى از پيش نمىبرد و مىديدم كه كوشش مىكردند ، خود را به مردم نزديك كنند ، اما اين كار جز دور كردن آنها از دلهاى مردم
هامش
( 1 ) - كشى ، رجال ، ص 196 - 195 .