نكرد . . . » . بعد امام دربارهء او چنين فرمود : « او شيطان پسر شيطان است ، او خروج كرده تا شيعيان را گمراه كند » و امام در اواخر شيعيان خود را از شعيرى برحذر مىداشت و مىفرمود : من بندهء خدا و فرزند بندهء خدايم ، سوگند به خدا ! من از پشت پدران و رحم مادران به وجود آمدهام و مىميرم و در روز قيامت زنده مىشوم » « 1 » .
از حديث مذكور به دست مىآيد كه در نظر امام بلا و مصيبت گزافهگويى و افراط و غلو درحق امامان از خطر يهودى و مسيحى و مجوسى شدن بيشتر است . چنانكه به دست مىآيد كه امام بر بندگى خود در مقابل پروردگارش تاكيد كرد تا ويژگىهاى خدايى را كه غلات و از جمله شعيرى به آن حضرت نسبت مىدادند ، رد كند .
[ كوشش ائمه براى قطع راه دستبرد غلات به احاديث ]
3 - كوشش ائمه براى قطع راه دستبرد غلات به احاديث و منع آنها از نسبت دادن احاديث به خودشان . رهبران غلات در نهان به احاديث ائمه ( ع ) دستبرد مىزدند و در آن تصرف كرده و احاديثى را به خود نسبت مىدادند . آنها از اين كار دو هدف را در كنار هم دنبال مىكردند ، چرا كه نسبت دادن احاديث با هدفهاى معين از طرفى موجب مىشود عدهاى از غلات پشتيبانى نموده و آنها را تأييد نمايند و از طرف ديگر نيز اين كار به نابودى مذهب اسلام كمك مىكند و اين دو ، از هدفهاى اصلى جنبش غلو بود .
چنين پيداست كه ائمه از روش غلات در نسبت دادن احاديث امامان به خودشان آگاه شدند ، ازاينرو سعى كردند تا آن را در نطفه نابود سازند ؛ ولى تمام آرزوهايشان در آن فرصت تحقق پيدا نكرد « 2 » . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « احاديثى را
هامش
( 1 ) - ايضا ، ص 342 .
( 2 ) - مراجعه شود به مطالبى كه ما راجع به كتابهاى حديث در نزد اماميه ، در كتاب خود به نام الإجازات العلمية عند المسلمين ( چاپ بغداد ، 1967 م ) گرد آوردهايم . ممكن است آنچه ما در مورد نفوذ احاديث غلات به برخى از كتابهاى حديث شيعه بيان كرديم ، دعوت ما را براى اصلاح اينگونه مجموعههاى حديثى شيعه تصديق نمايد . همان دعوتى كه استاد غريضى در كتاب خود به نام قواعد حديث ( چاپ نجف ، 1969 م ) به ناحق بر آن خرده گرفته است . اصل اين دعوت در مرحلهء اول جهت نقد و بررسى مجموعههايى بود كه احتمال مىرفت ، احاديث غلات در آن راه يافته باشد . اما آنچه غريضى در مورد -