پيامبر وحى بهطور كامل قطع شده است » « 1 » ، ولى به اعتقاد آنها خداوند از راههاى مختلفى مطالب لازم را به امام آموخته و او را در جريان آنچه بخواهد ، قرار مىدهد .
برخى از آنها عبارتند از : الهام و خطور در قلب ، رسيدن صدا به گوش ، خواب ديدن ، از طريق فرشتهاى كه با او صحبت كند و نيز از راههايى ديگر مانند اينكه از مناره يا ستون يا چراغ آنچه مىخواهد ، مىبيند يا اعمال مردم بر او عرضه مىشود ، زيرا برطبق اخبار صحيح كه داراى سند معتبرى نيز هستند ، همهء اينها از نشانههاى علم امام و جهات آن به حساب مىآيند و رد آن جايز نيست . . . » « 2 » .
3 - دستهاى از مفاهيم و افكار شيعه در رابطه با بداء و رجعت مورد پاكسازى و اصلاح قرار گرفت و از بسيارى از افكار عجيب و غريبى كه غلات آن را در ميان شيعه وارد كرده بودند ، پاك گرديد و به قرآن و سنت و مباحث علم كلام متكى شد ، به گونهاى كه محتوا و هدف آن مفاهيم با آنچه غلات مىگفتند ، فرق داشت .
ممكن است انديشهء انتقال ارواح انبياء و حجتهاى الهى از صلبى به صلب ديگر به اين سبب باشد ، تا جاى تناسخ و حلول را كه غلات به آن اعتقاد داشتند ، بگيرد . كشى روايت كرده است كه محمد بن فرات از امام باقر ( ع ) در مورد فرمودهء خداى متعال :
« وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ » ،
يعنى : حركت تو را در ميان سجدهكنندگان مشاهده مىكند » ، سؤال كرد . امام در تفسير « تقلبك » ، فرمود : « يعنى در صلب پيامبران و در روايت حسن بن احمد فرمود : منظور انتقال از صلب پيامبرى به صلب پيامبر ديگر است » « 3 » .
رواياتى ديگر نيز وارد شده است كه به على ( ع ) و يا ساير ائمه نسبت داده شده است . به عنوان نمونه : از امام باقر ( ع ) روايت شده كه على ( ع ) فرمود : « انا وجه الله و انا جنب الله و انا الاول و انا الآخر . . . » يعنى : من چهره خدايم ، من پهلوى خدايم ، من اولم من آخرم ، من ظاهرم ، من باطنم ، من وارث زمينم ، من راه خدايم و بدان راه قصد او كردم .
هامش
( 1 ) - اشعرى ، مقالات ، ص 97 .
( 2 ) - ايضا ، ص 97 .
( 3 ) - كشى ، رجال ، ص 194 .