شيعيان را از آن برحذر مىداشتند . كشى روايت كرده است كه هشام بن حكم از امام صادق ( ع ) شنيد كه مىفرمايد : « مغيرة بن سعيد عمدا بر پدرم دروغ بست ، كتابهاى صحابهاش را مىگرفت ، پيروان مغيره در پوشش اصحاب پدرم ظاهر مىشدند و كتابها را از صحابهء پدرم مىگرفتند و به مغيره مىدادند ، او مطالب كفرآميز و زندقه را در آن داخل مىكرد و آنها را به پدرم نسبت مىداد . سپس كتابها را به پيروان خودش برمىگرداند و به آنها دستور مىداد تا آن كتابها را در ميان شيعه تثبيت نمايند ( به گونهاى كه شيعيان تصور كنند ، همهء مطالب را ائمه گفتهاند ) . پس تمام مطالبى كه پيرامون غلو در كتابهاى صحابهء پدرم وجود دارد ، مغيرة بن سعيد مخفيانه آنها را وارد آن كتابها نموده است . » « 1 »
چنين برمىآيد كه نسبت دادن احاديث ساختگى به ائمه به وسيلهء غلات و نوشتن آنها در كتابهاى شيعهء ميانهرو ، با كشته شدن مغيره در سال 119 ه پايان نيافت ، بلكه از پارهاى مطالب به دست مىآيد كه اين كار تا آغاز قرن سوم هجرى وجود داشته است و شايد اين امر از جهتى ، بيانگر عمق جنبش غلو و از جهت ديگر ، بيانگر تداوم اين حركت باشد .
كشى نقل كرده كه يونس بن عبد الرحمن گفت : « عراق را گشتم و در قسمتى از آن اصحاب امام باقر ( ع ) را يافتم . . . پس به حرف آنها گوش فرادادم و كتابهايشان را گرفتم ، بعدها آنها را به امام رضا ( ع ) ( ت 203 ه . ) عرضه داشتم ، آن حضرت منكر اين شد كه احاديث زيادى در بين آنها از ابى عبد الله ( امام صادق ) ( ع ) باشد و به من فرمود :
ابو الخطاب بر امام صادق ( ع ) دروغ بست ، خداوند او را از رحمت خود دور نمايد .
همچنين پيروان ابو الخطاب اينگونه احاديث را مخفيانه تا امروز در كتابهاى اصحاب حضرت صادق ( ع ) وارد كردند . پس آنچه مخالف قرآن است و به ما نسبت داده مىشود ، قبول مكنيد ، زيرا اگر ما سخن و حديثى بگوييم ، موافق با قرآن و سنت
هامش
( 1 ) - كشى ، رجال ، ص 196 .