تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإمامية وأسلافهم من الشيعة ( پيدايش و گسترش تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
لعنت كرده و بدين‌وسيله خواسته است ، حقيقت را بر پيروان خود مشتبه نمايد و بر گمراهى آنان بيفزايد . پس ازآنكه اين جريان به اطلاع امام رسيد ، فرمود : به خدا قسم ! مقصود من از ابو الخطاب كسى به‌جز محمد بن مقلاص بن ابى زينب اجدع براد ، بندهء بنى اسد ( سرپرست فرقه خطابيه ) نبوده است كه خداوند او و پيروانش و كسانى را كه در او شك نمايند و نيز كسى را كه گفته است مقصود من در واقع ( از لعنت ) غير آن‌ها است ، لعنت نمايد . . . » « 1 » . آرى خطابيه بسيارى از مشكلات خود در مورد اعتقادات و غيره را با تأويل عجيب و غريب آيهء مذكور حل كردند . ما بحث خود در مورد جنبش‌هاى تند و خشن غلات را به جنبش ابو الخطاب كه چنان‌كه قبلا گفته شد ، از معاصرين امام صادق ( ع ) بود ، خاتمه مىدهيم ، ولى اين بدان معنا نيست كه حركت ابو الخطاب پايان غلو باشد ، چنان‌كه به اين معنا هم نيست كه جنبش‌هاى غلو با كشته شدن يا مرگ بنيان‌گذاران و مؤسسين آن‌ها پايان يابد . به عنوان مثال مغيرة بن سعيد در سال 119 ه . كشته شد ، ولى جنبش او با مرگش پايان نيافت و گروهى از پيروانش تا ابتداى قرن چهارم هجرى بر تداوم آراء و نظريات او باقى ماندند . سعد اشعرى گفته است : « مغيرة بن سعيد ادعا كرد ، مرده زنده مىكند و قائل به تناسخ بود ، عقيدهء پيروان او نيز تا امروز چنين است « 2 » . » با توجه به اين گفته وى ، چون وفات اشعرى در سال 301 ه . اتفاق افتاده ، بنابراين گروهى از مغيريه تا حدود اين تاريخ باقى بودند . ما اينجا در مقام شرح و بيان مفصل جنبش‌هاى غلو نيز نيستيم ، زيرا خطمشى و روش عمومى آن‌ها چنان مشابه يكديگر است كه نمىشود ، شرح و بررسى آن را آسان گرفت . تشابه در خطمشى عمومى آن‌ها ، هم در هدف‌هاى بنيان‌گذاران آن‌ها وجود
هامش
( 1 ) - مقالات الفرق ، ص 55 . ( 2 ) - ايضا ، ص 77 .