محمد بن عمرو باغى داشت به نام « افراق » و آن را به چهار هزار درهم فروخت و هشتصد درهم خرماى آن را استثنا كرد .
( 1 )
افريقيه :
بكرى نقل كرده است كه عمرو بن عاص بعد از فتح طرابلس ، طى نامهاى به عمر بن خطاب ، او را از فتوحاتى كه خداوند نصيبش كرده بود ( ! ) آگاه ساخت و يادآور شد كه در برابر او تنها افريقيه باقى مانده است . عمر به او نوشت : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود :
« افريقيه براى اهل خود اجتماع و اتّحاد نمىآورد . آبى سنگين دارد و هيچ يك از مسلمانان آن را ننوشند مگر اينكه دلهايشان دچار اختلاف و پراكندگى شود . . . »
احتمالا مراد او از افريقيه قارهء آفريقا نبوده ، بلكه مقصودش « تونس » فعلى بوده است .
( 2 )
اقساس :
قريه يا كورهاى است در كوفه كه به آن « اقساس مالك » مىگفتند . قسّ در لغت به معناى جستجو كردن و دنبال چيزى گشتن است و جمع آن « اقساس » مىباشد .
مالك نيز مرد جاهلى بوده كه در زمان جاهليت در عراق مىزيسته است .
( 3 )
اكحل :
جايى است در مدينه كه باغهاى خرما فراوان دارد و عاصم بن عمر بن خطاب و عمر بن ابى سلمه در آنجا نخلستان و ملكى داشتند . نخلستان معن بن اوس مزنى نيز در اين مكان قرار داشته است .
( 4 )
الال :
( بر وزن حمام ) ، به قولى همان جبل الرحمه در عرفات است و به قولى ديگر : كوهش از شن است در عرفات كه امير الحاج بر بالاى آن مىايستد . وجه تسميهء آن به « الال » اين است كه حاجيان وقتى آن را مىبينند ، با شتاب حركت مىكنند ( اسرعوا في السير - در حركت شتاب كردند ) تا به موقف برسند . در شعرى منسوب به ابو طالب از اين محل نام برده شده است .
( 5 )
الاء :
جايى است كه با تبوك پنج مرحله فاصله دارد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا مسجدى داشته است .
( 6 )
الملم :
تعبير ديگرى است از « يلملم » و آن كوهى از كوههاى تهامه است كه از آنجا تا مكه دو شب راه است و ميقات مردم يمن مىباشد .