( 1 )
امّ احراد :
يكى از چاههاى قبايل قريش در مكه ، در روزگار پيش از اسلام بوده و امروزه جاى آن معلوم نيست .
( 2 )
امج :
( به فتح اول و دوم ) ، قريهاى است نزديك مكّه كه بعد از خليص به طرف مكه قرار دارد . بر خلاف آنچه برخى نقل كردهاند ، امج از اعراض مدينه نيست .
اين قريه جزو آباديهايى است كه در مسير راه هجرت پيامبر قرار داشته .
( 3 )
امرّ :
( به فتح اول و دوم ) ، يا « ذو امر » جايى است كه يكى از غزوات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن صورت گرفت . از ناحيهء نخيل در نجد از سرزمين غطفان است .
امر در لغت به معناى سنگى است كه براى علامت و نشانهء راهيابى نصب مىشود . - « نخيل » .
بكرى آن را با تشديد « راء » ضبط كرده و گفته است : بر وزن « افعل » است از مادهء مراره . با اين نام واديى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به عولجة بن حرمله واگذار كرده اما اين وادى در سرزمين جهينه از نواحى ينبع قرار داشته است .
[ امّ راحم :
از اسمهاى مكه مكرمه است . « 1 » ]
[ امّ رحم :
از نامهاى مكه است . « 2 » ]
( 4 )
امرخ :
بر وزن « افعل » . بكرى مىنويسد :
امرخ همان كوه فسطاط است .
أم هبّت الرّيح من تلقاء كاظمه * و أومض البرق في الظلماء من اضم
اين بيت نشان مىدهد كه كاظمهء مذكور در اشعار شاعرانى كه مدح پيامبر گفتهاند ، در مدينه يا حجاز بوده است ؛ زيرا در كنار آن از « اضم » نام برده شده كه يكى از وادىهاى حجاز است و از به هم پيوستن سيلاب وادىهاى مدينه به وجود مىآيد .
( 5 )
امّ العرب :
در حديث آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چون مصر را فتح كرديد ، دربارهء اهل ذمّه خدا را در نظر گيريد . . . زيرا آنان با ما خويشاوندى نسبى و سببى دارند . خويشاوندى نسبى از آن رو كه مادر اسماعيل عليه السّلام از آنان است . و سببى از آن رو كه ماريهء قبطيه از ايشان مىباشد . گفتهاند : هاجر ، مادر اسماعيل عليه السّلام ، از روستايى در مقابل خرما
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 76
( 2 ) . همان مدرك .