يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ
. « 1 »
همانا نسىء افزايش در كفر است و به وسيلهء آن ، كافران به گمراهى كشيده مىشوند . يك سال آن را حلال و يك سالش را حرام مىكنند ، تا تعداد ماههايى را كه خداوند حرام كرده كامل كنند و آنچه را كه حرام كرده حلال نمايند . زشتى اعمال آنها در نظرشان [ نيكو ] زينت داده شده و خداوند كافران را هدايت نمىكند . « 2 » ]
( 1 )
نصب :
( به ضمّ اول و سكون دوم ) ، جايى است نزديك مدينه كه با آن چهار ميل فاصله دارد . بعضى گفتهاند : نصب جزء معادن القبليه است . از مالك بن انس روايت شده كه : عبد اللّه بن عمر به ذات النّصب رفت و نماز را شكسته خواند .
( 2 )
نصيبين :
در منتهى اليه شمال جزيرهء فرات در مرز يمن ، بين تركيه و سوريه واقع است و جزو خاك تركيه مىباشد . در مجاورت شهر سورى قامشلى قرار دارد و فاصلهء ميان اين دو شهر ، فقط خط مرزى است كه نصيبين در شمال خط و قامشلى در جنوب آن است . يكى از شاخههاى رود خابور از اين شهر مىگذرد . در سرگذشت سلمان فارسى از نصيبين سخن به ميان آمده است .
( 3 )
نضير :
( به فتح نون ) ، بنو نضير قبيلهاى يهودى بودند كه در مدينه سكونت داشتند . اين قبيله در عصر جاهلى به مدينه مهاجرت كردند و حقّى در اين شهر نداشتند ؛ چرا كه عرب نبودند . در مدينه نه عرب يهودى وجود داشت و نه يهودى عرب .
اين يهوديان چون سر به طغيان و سركشى برداشتند و كفران نعمت كردند و حق همسايگى را بد به جا آوردند و بر ضدّ عربها كه خداوند دين اسلام را به آنان ارمغان داد ، دست به تحريك و فتنهانگيزى مىزدند ، خداوند اجازه داد كه يهوديان را از مدينه برانند و اين خاك را از وجود آنان پاك سازند . بنى نضير و
هامش
( 1 ) . توبه : 37
( 2 ) . برگرفته از ميقات ش 3 ، مقاله « بحثى دربارهء نسىء » .