جاى دارد . - نقيع الخصمان ) .
( 1 )
نجد :
به هر زمين بلند و برآمدهاى ( فلات ، پشته ) نجد مىگويند . نواحى معروف نجد در زمان ما عبارتند از : رياض و اطراف آن ، قصيم ، سدير ، افلاج و يمامه ، و شم و حائل . پيشينيان گاهى اوقات ، اراضى واقع تا يكصد مترى شرق مدينه را جزء « نجد » به شمار مىآوردند .
( 2 )
نجديّه :
منسوب به نجد است . در داستان ابو سفيان و غزوهء سويق آمده است كه وى نجديّه را پيمود تا آنكه در صدر وادى قناة ، در محلّ كوهى كه به آن « ثيب » مىگويند اردو زد . - « ثيب » و نيز « تيأب » و « نبيت » ) .
نجديه :
راهى است كه از مكه ، در تلاقىگاه دو نخله ، شروع مىشود و سپس به سمت نخلهء شامى مىرود و از وادى زرقاء و بعد ضريبه مىگذرد و آنگاه از حرّه به نجيل پايين مىرود و سپس از حاذ و معدن بنى سليم عبور مىكند و از شرق به مدينه مىرسد .
( 3 )
نجران :
كه در تاريخ و سيره فراوان از آن ياد مىشود ، شهرى است قديمى و معروف در تاريخ عرب ، اين شهر در جنوب عربستان سعودى ، در 910 كيلومترى جنوب شرقى مكّه ، در جهت شرقى سراة واقع است و آثارى تاريخى ، از جمله « اخدود » در آن قرار دارد .
[ نجز :
از اسامى مكه معظّمه است . « 1 » ]
( 4 )
نجير :
مصغّر « نجر » ، دژى بوده در يمن ، نزديك حضرموت كه در اطراف آن جنگلهايى ميان مرتدين بنى كنده و مسلمانان به فرماندهى زياد بن لبيد بياضى انصارى به وقوع پيوست . آثار و بقاياى نجير ، اكنون در شصت كيلومترى شمال غربى حضرموت موجود است .
[ نحر :
جاى گردنبند ، بالاى سينه و نحر كردن شتر هم از همين مادّه مشتق شده است ؛ زيرا كارد در نحر او فرو مىرود . « 2 » ]
( 5 )
نخب :
( به فتح نون و سكون خاء ) ، در خبر غزوهء طائف از « نخب » ذكر شده است .
« نخب » وادى كوچكى است كه از حدود پنج كيلومترى جنوب طائف مىگذرد و از كرانهء چپ « ليّه » به اين وادى مىريزد .
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 76
( 2 ) . قاموس الحج و العمره ، ص 245