تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
( 1 )

نقيع الخضمات :

( به فتح خاء و كسر ضاد ) ، در لغت به معناى گياه سبز نازك ، شاخه ، زمين پوشيده از گياه سبز و نازك . جمع خضيمه به صورت « خضمات » - يعنى با حذف ياء - از باب تخفيف و كثرت استعمال است . در حديثى كه ابو داود از عبد الرحمن ابن كعب بن مالك روايت كرده ، آمده است كه سلمه گفت : پدرم هرگاه اذان نماز جمعه را مىشنيد ، براى اسعد بن زراره طلب آمرزش مىكرد . علت اين كار را از پدرم پرسيدم ، گفت : او اولين كسى بود كه در هزم النبيت از حرّهء بنى بياضه در نقيعى كه به آن « نقيع الخضمات » مىگويند ، براى ما نماز جمعه خواند . حرّهء بنى بياضه : محل دهكدهء بنى بياضه بوده در حرّهء غربى واقع در يك ميلى منازل بنى سلمه . بكرى اين اسم را « نقيع الخضمات » - با نون - آورده است . نووى مىگويد : نقيع الخضمات دهى است نزديك مدينه در يك ميلى منازل بنى سلمه . سمهودى مىنويسد : در منزلگاه‌هاى آنان در حرّه مكان‌هاى پست و گود افتاده‌اى ديدم كه آب سيل در آنها جمع مىشود . « هزم » در لغت به معناى گودال و حفره است . احتمال هم دارد كه مراد از آن ، محل شكست و هزيمت باشد ؛ چه آن كه نبيت نام قبايلى از اوس است كه ميان آنان و بنى بياضه از خزرج جنگهايى در گرفت و در اكثر اين جنگها - تا قبل از جنگ « بعاث » ، پيروزى با خزرج بود . بنابر آنچه گفته شد ، اضافه و نسبت دادن قرقگاه نقيع به « خضمات » ، درست است . در روايتى از ابن زباله آمده است : « او نخستين كسى بود كه در اين دهكده در زمين پست و نشيبى از حرهء بنى بياضه براى ما نماز جمعه اقامه كرد » . ( 2 )

نمره :

( به فتح اول و كسر دوم ) ، مؤنث « نمر » است به معناى پلنگ ماده . نمره ناحيه‌اى است كه از صحراى عرفات شمرده مىشود ؛ كوه كوچكى است كه وقتى در عرفه وقوف مىكنيد ، آن را در سمت غرب خود مشاهده مىكنيد و ميان شما و نمره سيل وادى عرنه فاصله است . ( 3 )

نملى :

( به فتح اول و دوم و الف مقصور ) ، ياقوت مىنويسد : آبى است نزديك مدينه و « نمل » يا « حمراء نمل » كوه سرخى است در جنوب ذو الحليفه كه
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 415 | حميدرضا شيخى / محمد بن محمد حسن شراب