بنى قريظه در منطقهء عوالى مىزيستند و از جمله سكونتگاههاى ايشان « وادى بطحان » و « بويره » بود . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در سال چهارم هجرت آهنگ نبرد با ايشان را كرد و دژهايشان را فتح نمود و زمين به اهل واقعى آن بازگشت .
( 1 )
نطاة :
به قولى : دژى بوده در خيبر ؛ و به قولى ديگر : نام چشمهء آبى است . نطاة امروزه يكى از دهكدههاى خيبر در شمال شرقى شريف ، نزديك راه و در پايين وادى است .
( 2 )
نعف :
نام قريهاى است در راه حجر ، ميان علا و تبوك . در اين روستا مسجدى قديمى است كه به آن مسجد كويكب مىگويند و از مساجد باستانى كهنى است كه در عهد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله تأسيس شد .
( 3 )
نعمان :
( به فتح نون و سكون عين ) ، به معناى زندگى شاداب و خوش و خرّم است .
نعمان الأراك يكى از وادىهاى تهامى حجاز است ميان مكه و طائف .
( 4 )
نقب بنى دينار :
نقب در لغت به معناى گذرگاه تنگ و باريك در كوه است و بنى دينار تيرهاى از انصار بنى نجار بودهاند . نقب بنى دينار در حرّه يا سنگلاخ غربى مدينه بوده و شايد همان راه معروف فعلى باشد كه به ذو الحليفه منتهى مىشود . اين راه در حرّه ايجاد شده بود و بعدها به يك راه شوسه تبديل شد .
همچنين « نقب » منطقهء وسيعى است در جنوب فلسطين .
( 5 )
نقره :
( به فتح اول و سكون دوم ، بعضى به كسر دوم روايت كردهاند ) ، جايى است در راه مكه كه وقتى كسى از حاجر به سوى مكه بالا مىرود ، به آنجا مىرسد . نقل است كه عيينة بن حصن فزارى ، عمر بن خطاب را از آوردن عجمهاى كافر به مدينه نهى كرد و دستش را زير ناف خود گذاشت و گفت : گويى مردى از آنها را مىبينم كه به اين جاى تو خنجر فرو مىبرد . هنگامى كه ابو لؤلؤ به همان نقطه از بدن عمر خنجر فرو كرد ، گفت : در ميان نقره و حاجر چنين روزى پيشبينى شد . منازل بنى فزاره در ميان نقره و حاجر بوده است .
( 6 )
نقعاء :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، به معناى زمينهاى سنگلاخى است كه در آنها