گفته مىشد .
به نقل ازرقى ، خانهء عبد اللّه ، پدر بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و زادگاه آن حضرت دقيقا در همان محل ياد شده بوده است .
كسانى كه پيش از تبديل شدن آن به مسجد ، در آنجا سكونت داشتند ، گفتهاند : به خدا سوگند تا در آنجا بوديم ، مشكلى براى ما پيش نيامد و نيازمند به كسى نشديم و چون آنجا را ترك كرديم ، روزگار بر ما سخت گذشت . « 1 »
فاسى ( متوفاى سال 832 هجرى ) كه از آن ديدن كرده ، نخستين كسى است كه دربارهء آن سخن گفته است . او مىنويسد : ساختمانى است مربع ، داراى يك ستون ، كه دو طاق بر بالاى آن بنا نهادهاند . يك درش از جنوب خانه ، روبروى كوه و در ديگر از سمت شرقى آن به خارج گشوده مىشود و هشت پنجره در اطراف دارد . اين مسجد داراى محرابى است كه در كنار آن ، حفرهاى چهارگوش به نشانهء جايگاه ولادت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ايجاد شده است كه هر ضلع آن يك و يك ششم ذراع آهنى است و وسط آن سنگ مرمر سبز رنگى كار گذاشتهاند كه اطراف آن را نوارى از نقره در بر گفته و مساحت آن سنگ ، به ضميمهء نقره ، به سه وجب مىرسد و در اطراف اين جايگاه ، نردهاى چوبى كشيده شده است .
فاسى آنگاه به بيان طول عرض مسجد و زاويهاى كه در جنوب آن قرار دارد ، پرداخته و آنگاه مىگويد : ازرقى هيچ گونه توضيحى دربارهء كيفيت ساختمان و مساحت آن نداده است « 2 » و بسيارى از اطلاعات مربوط به آن ، از ما مخفى مانده است و دانستنىهاى من دربارهء آن ، از سال 567 هجرى آغاز مىگردد كه ناصر عباسى آن را تعمير و مرمّت كرد و سپس در سال 666 توسط ملك مظفر ، پادشاه يمن و در سال 740 به وسيله نوهء او و در سال 758 به دستور امير شيخون - يكى از سران مصر - و در عصر حكومت ملك اشرف شعبان ، سلطان مصر ؛ يعنى در سال 766 به امر كارگزار دولت او - يلبغا معروف به امير كبير - و در سال 801 يا 802 از
هامش
( 1 ) . تاريخ القويم ، ج 1 ، صص 285 و 286
( 2 ) . ازرقى ، ج 2 ، صص 198 و 199 ؛ فاسى ، ج 1 ، ص 431